<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>مهدی بیا &#187; تشرفات</title>
	<atom:link href="http://mahdi.etudfrance.com/archives/category/%d8%aa%d8%b4%d8%b1%d9%81%d8%a7%d8%aa/feed" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://mahdi.etudfrance.com</link>
	<description></description>
	<lastBuildDate>Sat, 31 Jul 2010 08:34:40 +0000</lastBuildDate>
	<generator>http://wordpress.org/?v=2.8.5</generator>
	<language>fa</language>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
			<item>
		<title>ارزش گریه بر سالار شهیدان از زبان امام عصر(عج)</title>
		<link>http://mahdi.etudfrance.com/archives/22</link>
		<comments>http://mahdi.etudfrance.com/archives/22#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 16 Aug 2008 06:35:27 +0000</pubDate>
		<dc:creator>مهدی بیا</dc:creator>
				<category><![CDATA[تشرفات]]></category>
		<category><![CDATA[معصومین علیهم السلام]]></category>
		<category><![CDATA[کلام مهدی عج]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.mahdi.etudfrance.ir/?p=56</guid>
		<description><![CDATA[
حضرت سیدالشهداء هر چه از مال و اهل بیت داشت در راه خدا داد پس اگر خداوند به گریه کنندگان او هرچه ثواب بدهدنباید تعجب نمود.
سید بحرالعلوم به قصد تشرف به سامرا تنها به راه افتاد. در بین راه راجع به این مسأله، که گریه بر امام حسین (ع) گناهان را می آمرزد، فکر می [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p align="center"><img src="http://up.iranblog.ir/4/1260551105.jpg" border="0" alt="" hspace="0" width="381" height="81" align="bottom" /></p>
<p>حضرت سیدالشهداء هر چه از مال و اهل بیت داشت در راه خدا داد پس اگر خداوند به گریه کنندگان او هرچه ثواب بدهدنباید تعجب نمود.</p>
<p>سید بحرالعلوم به قصد تشرف به سامرا تنها به راه افتاد. در بین راه راجع به این مسأله، که گریه بر امام حسین (ع) گناهان را می آمرزد، فکر می کرد. همان وقت متوجه شد که شخص عربی سوار بر اسب به او رسید و سلام کرد.</p>
<p>بعد پرسید: جناب سید درباره چه چیز به فکر فرو رفته ای؟ اگر مسأله ای علمی است بفرمایید شاید من هم اهل باشم؟ سید بحرالعلوم عرض کرد: در این باره فکر می کنم که چطور می شود خدای تعالی این همه ثواب به زائرین و گریه کنندگان بر حضرت سید الشهداء علیه السلام می دهد؛ مثلاً در هر قدمی که در راه زیارت بر می دارند، ثواب یک حج و یک عمره در نامه عملشان نوشته می شود و برای یک قطره اشک تمام گناهان صغیره و کبیره شان آمرزیده می شود؟</p>
<p>آن سوار عرب فرمود: تعجب نکن! من برای شما مثالی می آورم تا مشکل حل شود. سلطانی به همراه درباریان خود به شکار می رفت. در شکارگاه از لشگریانش دور شد و به سختی فوق العاده ای افتاد و بسیار گرسنه شد.</p>
<p>خیمه ای را دید و وارد آن خیمه شد. در آن سیاه چادر، پیرزنی را با پسرش دید. آنان در گوشه خیمه عُنیره ای داشتند (بز شیرده) و از راه مصرف شیر این بز، زندگی خود را می گرداندند. وقتی سلطان وارد شد، او را نشناختند؛ ولی به خاطر پذیرایی از مهمان، آن بز را سر بریده و کباب کردند؛ زیرا چیز دیگری برای پذیرایی نداشتند. سلطان شب را همان جا خوابید و روز بعد، از ایشان جدا شد و به هر طوری که بود خود را به درباریان رسانید و جریان را برای اطرافیان نقل کرد.</p>
<p>در نهایت از ایشان سؤال کرد: اگر من بخواهم پاداش میهمان نوازی پیرزن و فرزندش را داده باشم، چه عملی باید انجام بدهم؟ یکی از حضار گفت: به او صد گوسفند بدهید. دیگری که از وزرا بود، گفت: صد گوسفند و صد اشرفی بدهید.</p>
<p>یکی دیگر گفت: فلان مزرعه را به ایشان بدهید. سلطان گفت: هر چه بدهم کم است؛ زیرا اگر سلطنت و تاج و تختم را هم بدهم آن وقت، مقابله به مثل کرده ام. چون آنها هر چه را که داشتند به من دادند. من هم باید هر چه را که دارم به ایشان بدهم تا سر به سر شود.</p>
<p>بعد سوار عرب به سید فرمود: حالا جناب بحرالعلوم، حضرت سیدالشهداء(ع) هر چه از مال و منال و اهل و عیال و پسر و دختر و خواهر و سر و پیکر داشت همه را در راه خدا داد پس اگر خداوند به زائرین و گریه کنندگان آن حضرت این همه اجر و ثواب بدهد، نباید تعجب نمود؛ چون خدا که خداییش را نمی تواند به سید الشهداء (ع) بدهد؛ پس هر کاری که می تواند، آن را انجام می دهد؛ یعنی با صرف نظر از مقامات عالی خود امام حسین (ع)، به زوار و گریه کنندگان آن حضرت، درجاتی عنایت می کند. در عین حال اینها را جزای کامل برای فداکاری آن حضرت نمی داند.</p>
<p>چون شخص عرب این مطالب را فرمود، از نظر سید بحرالعلوم غایب شد.</p>
<p><strong>شبستان</strong></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://mahdi.etudfrance.com/archives/22/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>تشرف آیت الله مرعشی نجفی به محضر امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف)</title>
		<link>http://mahdi.etudfrance.com/archives/10</link>
		<comments>http://mahdi.etudfrance.com/archives/10#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 15 Aug 2008 19:38:36 +0000</pubDate>
		<dc:creator>مهدی بیا</dc:creator>
				<category><![CDATA[تشرفات]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.mahdi.etudfrance.ir/?p=15</guid>
		<description><![CDATA[در ایام تحصیل علوم دینی در نجف اشرف , شوق زیادی جهت دیدار جمال مولایم بقیه الله الاعظم (عجل الله تعالی فرجه الشریف) داشتم . با خود عهد کردم که چهل شب چهارشنبه پیاده به مسجد سهله بروم به این نیت که به فیض زیارت جمال آقا صاحب الامر (علیه السلام) نایل شوم . تا [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p class="MsoNormal" style="direction:rtl;unicode-bidi:embed;text-align:justify;" dir="rtl"><span style="font-family:Tahoma;">در ایام تحصیل علوم دینی در نجف اشرف , شوق زیادی جهت دیدار جمال مولایم بقیه الله الاعظم (عجل الله تعالی فرجه الشریف) داشتم . با خود عهد کردم که چهل شب چهارشنبه پیاده به مسجد سهله بروم به این نیت که به فیض زیارت جمال آقا صاحب الامر (علیه السلام) نایل شوم . تا ۳۵ یا ۳۶ شب چهارشنبه ادامه دادم بر حسب اتفاق در این شب هوا  بارانی شد و حرکتم از نجف به تاخیر افتاد . نزدیک مسجد سهله خندقی بود هنگامی که به آنجا رسیدم بر اثر تاریکی شب وحشت و ترس وجود مرا فرا گرفت به ویژه از زیادی راهزنان و دزدها ناگهان صدای پایی را از دنبال سر شنیدم که بیشتر موجب ترس و وحشتم گردید . برگشتم به عقب شخصی را دیدم که نزدیک من آمد و با زبان فصیح گفت : ای سید سلام علیکم . ترس و وحشت به کلی از وجودم رفت و اطمینان و سکون نفس پیدا کردم . تعجب آور بود که چگونه این شخص در تاریکی شب متوجه  سیادت من شده و آن حال من از این مطلب غافلگیر بودم به هر حال سخن می گفتیم و می رفتیم که از من سوال کرد قصد کجا داری؟</span></p>
<p class="MsoNormal" style="direction:rtl;unicode-bidi:embed;text-align:justify;" dir="rtl"><span style="font-family:Tahoma;"> گفتم  مسجد سهله فرمود : به چه جهت ؟ گفتم به قصد تشرف و زیارت ولی عصر (عج) مقداری که رفتیم به مسجد زید بن صوحان رسیدیم داخل مسجد شده و نماز خواندیم و بعد از دعایی که سید خواند . احساس انقلابی عجیب در خود نمودم که از وصف آن عاجزم . بعد از دعا فرمودند : سید تو گرسنه ای چه خوب است شام بخوریم . پس سفره ای را که  زیر عبا داشت بیرون آورد . مثل این که در آن سه قرص نان و سه خیار سبز تازه بود ( آن وقت چله زمستان بود و من متوجه این معنا نشدم که این آقا این خیار تازه سبز را از کجا آورده است ) طبق دستور آقا شام خوردم سپس فرمود : بلند شو تا به مسجد سهله برویم . وقتی داخل مسجد شدیم آقا مشغول اعمال وارده در مقامات شد و من هم به متابعت آن حضرت انجام وظیفه می کردم و بدون اختیار نماز مغرب و عشا را به آن آقا اقتدا کردم .بعد از آن که اعمال تمام شد آن بزرگوار فرمودند : ای سید آیا مثل دیگران بعد از اعمال مسجد سهله به مسجد کوفه می روی ؟ یا در همین جا می مانی ؟ گفتم : می مانم . وقتی در وسط در مقام امام صادق(علیه السلام) نشستم . به آن آقا گفتم آیا چای یا قهوه یا دخانیات میل دارید  که آماده کنم ؟ در جواب کلام جامعی فرمودند : این امور از فضول زندگی است و ما از این فضولات دوریم . این کلام در اعماق وجودم اثر گذاشت . به نحوی که هر گاه یادم می آید ارکان وجودم می لرزد . به هر حال این نشست نزدیک به ۲ ساعت طول کشید و این مدت مطالبی رد و بدل شد که به بعضی از آنها اشاره می کنم.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="direction:rtl;unicode-bidi:embed;text-align:justify;" dir="rtl"><span style="font-family:Tahoma;"> </span></p>
<p class="MsoNormal" style="direction:rtl;unicode-bidi:embed;text-align:justify;" dir="rtl"><span style="font-family:Tahoma;"><span style="font-weight:normal;font-style:normal;font-variant:normal;font-family:Times New Roman;"><span style="font-family:Tahoma;">۱</span></span></span><span style="font-family:Tahoma;"><span style="font-weight:normal;font-style:normal;font-variant:normal;font-family:Times New Roman;">- </span><span style="font-family:Tahoma;">در رابطه با استخاره سخن به میان آمد آن آقا فرمود :ای سید با تسبیح به چه نحو استخاره می کنی  گفتم : سه مرتبه صلوات می فرستم و سه مرتبه می گویم : استخیر الله برحمته خیرهً فی عافیه پس مقداری از تسبیح را گرفته و می شمارم اگر ۲ تا ماند بد است و اگر یکی ماند خوب است . فرمودند : برای این گونه استخاره با قیمانده ای است که به شما نرسیده و آن این است که هر گاه یکی باقی ماند فورا حکم به خوبی استخاره نکنید . بلکه توقف کنید و دوباره بر ترک عمل استخاره کنید . اگر زوج باقی ماند کشف میشود که استخاره اول خوب است اما اگر یکی باقی ماند کشف می گردد که استخاره اول میانه است . به حسب قواعد علمیه می بایست دلیل بخواهم اما به مجرد این قول تسلیم شدم و در عین حال هنوز متوجه نیستم که این آقا کیست ؟! </span></span></p>
<p class="MsoNormal" style="direction:rtl;text-indent:-.25in;margin-right:.5in;unicode-bidi:embed;text-align:justify;" dir="rtl"><span style="font-family:Tahoma;">۲-<span style="font-weight:normal;font-style:normal;font-variant:normal;font-family:Times New Roman;"> </span></span><span style="font-family:Tahoma;">از جمله مطالب در این جلسه تاکید سید عرب بر تلاوت این سوره ها بعد از نمازهای واجب بود . بعد از نماز صبح سوره یس بعد از نماز ظهر سوره نباء بعد از نماز عصر سوره عصر و بعد از نماز مغرب سوره واقعه و بعد از نماز عشا سوره ملک . </span></p>
<p class="MsoNormal" style="direction:rtl;text-indent:-.25in;margin-right:.5in;unicode-bidi:embed;text-align:justify;" dir="rtl"><span style="font-family:Tahoma;">۳-<span style="font-weight:normal;font-style:normal;font-variant:normal;font-family:Times New Roman;"> </span></span><span style="font-family:Tahoma;">دیگر این که تاکید فرمودند ۲ رکعت نماز بین نمازهای مغرب و عشا که در رکعت اول هر سوره ای که خواستی  می خوانی و در رکعت دوم , بعد از حمد سوره واقعه را می خوانی . </span></p>
<p class="MsoNormal" style="direction:rtl;text-indent:-.25in;margin-right:.5in;unicode-bidi:embed;text-align:justify;" dir="rtl"><span style="font-family:Tahoma;">۴-<span style="font-weight:normal;font-style:normal;font-variant:normal;font-family:Times New Roman;"> </span></span><span style="font-family:Tahoma;">تاکید فرمودند که بعد از نمازهای پنج گانه این دعا را بخوان <span style="color:#009900;">:« اللهم سرحنی عن الهموم و الغموم و وحشه الصدر و وسوسه الشیطان برحمتک یا ارحم الراحمین»</span> </span></p>
<p class="MsoNormal" style="direction:rtl;text-indent:-.25in;margin-right:.5in;unicode-bidi:embed;text-align:justify;" dir="rtl"><span style="font-family:Tahoma;">۵-<span style="font-weight:normal;font-style:normal;font-variant:normal;font-family:Times New Roman;"> </span></span><span style="font-family:Tahoma;">و تاکید فرمودند بر خواندن این دعا بعد از ذکر رکوع در نمازهای یومیه به ویژه رکعت آخر <span style="color:#009900;">« اللهم صل علی محمد و آل محمد و ترحم علی عجزنا و اغثنا بحقهم » </span></span></p>
<p class="MsoNormal" style="direction:rtl;text-indent:-.25in;margin-right:.5in;unicode-bidi:embed;text-align:justify;" dir="rtl"><span style="font-family:Tahoma;">۶-<span style="font-weight:normal;font-style:normal;font-variant:normal;font-family:Times New Roman;"> </span></span><span style="font-family:Tahoma;">در تعریف و تمجید از کتاب</span><span style="font-family:Tahoma;"> </span><span style="font-family:Tahoma;"> شرایع الاسلام مرحوم محقق حلی فرمودند : «تمام آن مطابق با واقع است , مگر کمی از مسائل آن»</span></p>
<p class="MsoNormal" style="direction:rtl;text-indent:-.25in;margin-right:.5in;unicode-bidi:embed;text-align:justify;" dir="rtl"><span style="font-family:Tahoma;">۷-<span style="font-weight:normal;font-style:normal;font-variant:normal;font-family:Times New Roman;"> </span></span><span style="font-family:Tahoma;">تاکید فرمودندبر <span style="color:#009900;">خواندن قرآن و هدیه کردن ثواب آن , بر شیعیانی که وارث ندارند , یا دارند ولی یادی از آنها نمی کنند</span> . </span></p>
<p class="MsoNormal" style="direction:rtl;text-indent:-.25in;margin-right:.5in;unicode-bidi:embed;text-align:justify;" dir="rtl"><span style="font-family:Tahoma;">۸-<span style="font-weight:normal;font-style:normal;font-variant:normal;font-family:Times New Roman;"> </span></span><span style="font-family:Tahoma;">تاکید فرمودند بر اینکه تحت الحنک را زیر حنک دور دادن و سر آن را در عمامه قرار دادن . </span></p>
<p class="MsoNormal" style="direction:rtl;text-indent:-.25in;margin-right:.5in;unicode-bidi:embed;text-align:justify;" dir="rtl"><span style="font-family:Tahoma;">۹-<span style="font-weight:normal;font-style:normal;font-variant:normal;font-family:Times New Roman;"> </span></span><span style="font-family:Tahoma;">تاکید  فرمودند بر<span style="color:#009900;"> زیارت سید الشهداء علیه السلام</span> . </span></p>
<p class="MsoNormal" style="direction:rtl;text-indent:-.25in;margin-right:.5in;unicode-bidi:embed;text-align:justify;" dir="rtl"><span style="font-family:Tahoma;">۱۰- </span><span style="font-family:Tahoma;">دعا کردند در حق من و فرمودند : «خداوند تو را از خدمتگزاران شرع قرار دهد»</span></p>
<p class="MsoNormal" style="direction:rtl;text-indent:-.25in;margin-right:.5in;unicode-bidi:embed;text-align:justify;" dir="rtl"><span style="font-family:Tahoma;">۱۱- </span><span style="font-family:Tahoma;">پرسیدم : «نمی دانم آیا عاقبت کارم خیر است و آیا نزد صاحب شرع مقدس رو سفیدم ؟ » فرمودند : «عاقبت تو خیر و سعیت مشکور و روسفیدی» </span></p>
<p class="MsoNormal" style="direction:rtl;text-indent:-.25in;margin-right:.5in;unicode-bidi:embed;text-align:justify;" dir="rtl" align="right"><span style="font-family:Tahoma;">و نیز پرسیدم :«نمی دانم آیا پدر و مادر و اساتید و ذوی الحقوق از من راضی هستندیا نه ؟» فرمودند : «تمام آنها از تو راضی اند و در باره ات دعا می کنند.»</span></p>
<p class="MsoNormal" style="direction:rtl;margin-right:.25in;unicode-bidi:embed;text-align:justify;" dir="rtl" align="right"><span style="font-family:Tahoma;">استدعای دعا کردم برای خودم که موفق باشم برای تالیف و تصنیف , دعا فرمودند . </span></p>
<p class="MsoNormal" style="direction:rtl;margin-right:.25in;unicode-bidi:embed;text-align:justify;" dir="rtl" align="right"><span style="font-family:Tahoma;">در اینجا مطالب دیگر است که مجال بیان آن نیست . </span></p>
<p class="MsoNormal" style="direction:rtl;margin-right:.25in;unicode-bidi:embed;text-align:justify;" dir="rtl" align="right"><span style="font-family:Tahoma;">پس خواستم از مسجد به جهت حاجتی بیرون روم , آمدم نزدیک حوض که به ذهنم رسید : چه شبی بود و این سید عرب کیست که این همه با فضیلت است ؟! شاید همان مقصود و معشوقم باشد . تا به ذهنم این معنا خطور کرد , با اضطراب برگشتم ولی آن آقا را ندیدم و کسی در مسجد نبود. </span><span style="font-family:Tahoma;">یقین پیدا کردم که آن آقا امام زمان (عج) را زیارت کرده ام و غافل بودم . مشغول گریه شدم و همچون دیوانه تا صبح اطراف مسجد گردش می نمودم . چون عاشقی که بعد از وصال مبتلا به هجران شود .</span></p>
<p class="MsoNormal" style="direction:rtl;margin-right:.25in;unicode-bidi:embed;text-align:justify;" dir="rtl"><span style="font-family:Tahoma;">برگرفته از سایت <a href="http://www.rahpouyan.com/" target="_blank">کانون فرهنگی رهپویان وصال </a></span></p>
<p class="MsoNormal" style="direction:rtl;margin-right:.25in;unicode-bidi:embed;text-align:justify;" dir="rtl"><span style="font-family:Tahoma;"><span style="font-family:Tahoma;"><a href="http://www.alghaem.org/rahpouyan/user7/marashi.htm" target="_blank">شرح حال آیت الله العظمی مرعشی نجفی (ره)</a></span></span></p>
<p class="MsoNormal" style="direction:rtl;margin-right:.25in;unicode-bidi:embed;text-align:justify;" dir="rtl"><span style="font-family:Tahoma;">با تشکر از <span style="color:#009900;">مریم خانم</span> در ارسال این مطلب</span><span style="font-family:Tahoma;"> </span></p>
<p class="MsoNormal" style="direction:rtl;margin-right:.25in;unicode-bidi:embed;text-align:justify;" dir="rtl" align="center">
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://mahdi.etudfrance.com/archives/10/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
	</channel>
</rss>
