این دهان بستی دهانی باز شد تا خورنده ی لقمه های راز شد لب فرو بند از طعام و از شراب سوی خان آسمانی کن شتاب گر تو این انبان ز نان خالی کنی پر ز گوهرهای اجلالی کنی شرط جان از شیر شیطان باز کن بعد از آنش با ملک انباز کن چند خوردی چرب و شیرین از طعام ... بیشتر بخوانید »
مهدی بیا منتظر قدمهای توییم