معصومین علیهم السلام – مهدی بیا https://mahdi.etudfrance.com منتظر قدمهای توییم Sat, 31 Jan 2015 13:52:04 +0000 fa-IR hourly 1 https://wordpress.org/?v=6.9.1 مستند محمد، میراث یک پیامبر (زیرنویس فارسی) https://mahdi.etudfrance.com/archives/1620 https://mahdi.etudfrance.com/archives/1620#comments Sat, 31 Jan 2015 13:48:46 +0000 http://mahdi.etudfrance.com/?p=1620 فیلمی بسیار زیبا درباره حضرت محمد ص به انگلیسی و زیرنویس فارسی: محمد، میراث یک پیامبر. این مستند روايت كننده داستان حضرت محمد (ص) است که تاریخ دنیا را در 23 سال دگرگون کرد و زندگی بیش از یک میلیارد انسان را شکل داد. این فیلم که ساختش سه سال به درازا کشید، بیننده را نه‌تنها به مکان‌های باستانی خاورمیانه که داستان آخرین پیامبر در آن‌جا برملا می‌شود می‌برد، بلکه به خانه‌ا، مسجدها و محل کار برخی از مسلمانان امریکایی، که شمارشان به 7 میلیون می‌رسد، می‌برد تا راه‌های گوناگون پیروی آن‌ها از محمد (ص) را کشف کند.



لینک دانلود این مستند زیبا

با تشکر از خانم بحرانی برای فرستادن و ترجمه و زیرنویس این مستند زیبا

]]>
https://mahdi.etudfrance.com/archives/1620/feed 1
هشتم شوال سالروز تخریب بقیع https://mahdi.etudfrance.com/archives/1083 https://mahdi.etudfrance.com/archives/1083#comments Sun, 26 Aug 2012 19:03:19 +0000 http://mahdi.etudfrance.com/?p=1083

بیانیه حضرت آیت الله وحید خراسانی حفظه الله تعالی به مناسبت سالروز تخریب بقیع:

بعضی از افراد توفیقاتی نصیبشان می شود که خودشان عظمت آن موفقیت را درک نمی کنند. این سعادتی که نصیب شما شده که اسمتان در دفتر صدیقه کبری ثبت بشود، قابل بیان و درک نیست. بعضی مطالب را هم می شود درک کرد و هم می شود بیان کرد؛ بعضی از مطالب است که قابل درک است اما بیان قاصر است؛ بعضی از مطالب نه قابل درک و نه قابل وصف

است. قضیه حضرت زهرا این است. حالا چه شده که شما به این توفیق رسیدید… یا در اثر لقمه ای است که پدرتان خورده و آن نطفه منعقد شده یا در اثر شیر مادرتان هست یا یک عملی انجام دادید که مزدش را خدا این قرار داده است.صدیقه کبری فاطمه زهرا کسی است که فصل الخطاب روز قیامت ، ورود او به محشر است و اینجاست که کمیت عقل لنگ است.اولاً: روز قیامت چه روزی است؟ روزی است که در قرآن 28 اسم برای آن روز است، یک اسمش روز قیامت است: “يَوْمَ يَقُومُ النَّاسُ لِرَبِّ الْعَالَمِينَ”، اینجاست که عقل مبهوت است همه اولین و آخرین قیام می کنند برای رب العالمین. یک عمر خوانده اید: “إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّا إِلَيْهِ رَاجِعُونَ”، آن روز، روز رجوع به خداست. “وَنَضَعُ الْمَوَازِينَ الْقِسْطَ”، آن روزی است که میزان های قسط وضع می شود: ” وَالسَّمَاء رَفَعَهَا وَوَضَعَ الْمِيزَانَ” عظمت قیامت به اندازه ای است که یک سوره در قرآن راجع به زلزله قیامت است: ” إِذَا زُلْزِلَتِ الْأَرْضُ زِلْزَالَهَا ، وَأَخْرَجَتِ الْأَرْضُ أَثْقَالَهَا”. آن روز همچو روزی است: ” يَا أَيُّهَا النَّاسُ اتَّقُوا رَبَّكُمْ إِنَّ زَلْزَلَةَ السَّاعَةِ شَيْءٌ عَظِيمٌ ، يَوْمَ تَرَوْنَهَا تَذْهَلُ كُلُّ مُرْضِعَةٍ عَمَّا أَرْضَعَتْ وَتَضَعُ كُلُّ ذَاتِ حَمْلٍ حَمْلَهَا وَتَرَى النَّاسَ سُكَارَى وَمَا هُمْ بِسُكَارَى وَلَكِنَّ عَذَابَ اللَّهِ شَدِيدٌ” . این نص قرآن است خدا به پیغمبرخاتم خطاب می کند: ای مردمان بپرهیزید خدا را إِنَّ زَلْزَلَةَ السَّاعَةِ شَيْءٌ عَظِيمٌ. خدایی که تمام این کهشکانها ، آسمانها و زمین را می فرماید: ” مَتَاعُ الدُّنْيَا قَلِيلٌ ” ، چیزی نیست ، ارزشی ندارد، اما به آن روز که می رسد: إِنَّ زَلْزَلَةَ السَّاعَةِ شَيْءٌ عَظِيمٌ ، زلزله قیامت شیء ای است با عظمت ، اگر خدای عظیم چیزی را عظیم بشمارد باید درک کرد ،چه خبر است ؟

به قدری که قابل بیان است بعد توضیح داده است ، علاقه مادر به فرزندش چقدر است؟ جانش را سپر می کند اما نص قرآن این است که آن روز هر مرضعه ای غافل می شود عما ارضعت مادر فرزند را فراموش می کند ، بعد خدا می فرماید: “وَتَضَعُ كُلُّ ذَاتِ حَمْلٍ حَمْلَهَا” ، روزی که همه این کوهها ، می شود مثل هوای منبث ، هوای منبث چیست ؟ شعاع آفتاب که می افتد بعد که نگاه کنی می بینید یک ذراتی در آن شعاع می گردد ، به تاریکی دیده نمی شوند، به آن روشنی دیده می شود. آن زلزله قیامت کوهها را مثل آن ذره های که هوای منبث می کند، حالا بر سر من و تو چه می آید؟ این است که آن روز خدا به پیغمبر می فرماید: تو می بینی مردم مست اند، ولی مست نیستند، از شدت عذاب این چنین اند. همچو روزی شدت به جایی می رسد که همه می گویند: وانفسا ، همچو وقتی ، همچو هنگامه ای که این متن قران است آن هم حدیث صحیح است…، حدیث صحیح یعنی حدیثی که فقها بر طبق سند آن حدیث فتوا صادر می کنند ، در حکم الله نظر می دهند، حدیث صحیح این است… وقتی همه بیچاره می شوند ، اولین و آخرین همه درمانده می شوند آن وقت ملائکه می آیند با الویه تسبیح، تکبیر ، تحمید . این تسبیح حضرت زهرا را بعد از نماز ترک نکنید ، این تسبیحات اکسیر احمر است، این هدیه خداست به فاطمه زهرا . بعد می آیند با پرچم های سبحان الله ، الحمدلله و لا الله الا الله و الله اکبر . چه جور وارد محشر می شود؟ منادی ندا می کند: یا اهل المحشر! ای اهل محشر! نکسوا رؤسکم ، همه سرتان را پایین کنید ، چشم ها را ببندید ، چه خبر است؟ تجئ فاطمة بنت محمد. بر ناقه ای سوار است، که شرح ناقه اش داستان مفصلی دارد در محملی می نشیند ظاهرها رحمة الله ، باطنها عفوالله ، ظاهر آن محمل رحمت پروردگار است ، باطن آن محمل عفو خداست ، آن رحمت بی نهایت در ظاهر آن محمل است، همه اهل محشر سر به زیر، همه چشمها پوشیده ، بعد می آید کنار عرش خدا ، وقتی رسید… خاتمه محشر اینجاست ، حلال مشکل آن روز این کلمه است ، بعد که رسید کنار عرش ، گفتنی نیست دیگر ، آنچه می شود گفت این است که دست می کند از زیر پرده ای که بر سرش است، یک پیراهن غرقه به خون در می آورد روی سرش می گذارد، بعد که این کار را کرد جبرئیل می آید می گوید: خدا به تو سلام می رساند ، می گوید هر چی می خواهی بخواه. دیگر حد ندارد. اولین کلمه ای که می گوید: یا رب! شیعتی .

حالا شما در آن منطقه ، شب شهادت او خواب را بر خودتان حرام کردید، روز شهادت او به سر و سینه زدید ، آیا ممکن است آن روز شما را فراموش کند؟ اجرتان آن وقت است. قدر این نعمت را بدانید .
هر سال فاطمیه باید دو برابر باشد ، هیئتی باقی نماند مگر این که روز شهادت حضرت زهرا (سلام الله علیها) بیرون بیاید. خبر دارید آن هئیت ها چه می کند ؟ هر هئیتی که بیرون می آید یک مرهمی است بر قلب امام زمان. اوست که نگاه می کند آن بدن را با پهلوی شکسته ، در آن قبر می بیند. خواه ، ناخواه اجر شما حساب ندارد، شما قدر خودتان را باید بدانید، مخصوصا در این پیشآمد شهادت رئیس مذهب . اول کلمه ای که مادرت به تو یاد داد: مذهب از کی داری ؟ از امام جعفر صادق ، مذهب یعنی چه؟ مذهب یعنی راه . مذهب از امام جعفر صادق است، یعنی راهی که باید بشر بر آن راه برود تا به رضای خدا برسد منحصر است به آیین جعفر بن محمد .

کی شناخته که امام ششم کیست؟ 124هزار پیغمبر آمدند نبوت همه انبیاء به رسالت خاتم تمام شد ، خاتم النبیین ختم کرد رسالت ولی باز نتیجه بعثت تمام انبیا تمام نشد الا به ولایت امیر المؤمنین، “الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي” ، همان نبوت همان امامت باز تمام نشد مگر وقتی که جعفر بن محمد بر کرسی تدریس نشست ، چهار هزار نفر را تربیت کرد. عصاره دین و آیین را به بشریت بیان امام ششم آموخت . این است که روز شهادت حضرت صادق باید تمام این مملکت که افتخارش این است که پیرو مذهب جعفری است، باید آن روز عاشورای دوم بشود. محلی ان شاء الله باقی نماند مگر شهادت آن حضرت هیأت بیرون بیاید، اسم تان را در این دفترها ثبت کنید، بعد نتیجه اش کی می شود؟ وقتی که نه پدر به درد می خورد و نه مادر و نه برادر ، نه زن و نه فرزند . کی است ؟ وقتی عزرائیل می آید دم جان دادن ، آن وقت می فهمی . چرا؟ چون خود امام ششم فرمود: رحم الله من احیی امرنا ، رحمت خدا بر آن کسی که امر ما را احیا کند ، خب این جوان روز شهادت مادر او به سر و سینه زده ، آن هیئت عزاداری را بیرون آورده ، این احیای امر او هست، یا نه ؟ آن دعا نصیب این است. روز شهادت امام ششم به سر و سینه زدی، در گوشه قزوین، دم جان دادن ، شب اول قبر ، خود امام ششم ، به بالینت حاضر خواهد شد . مقام این است.این قضیه را اساطین اهل حدیث نقل کردند، از مفضل بن عمر ، گفت: من با حضرت در مکه قدم می زدیم، رسیدیم به یک زنی ، آن زن با دخترهایش زار زار گریه می کردند، در مقابل آنها یک گاو مرده ای بود ، امام ششم به آن جا رسید، رو کرد به آن زن که چرا گریه می کنی؟ گفت تمام معیشت من و این دختر های یتیم از شیر پستان این گاو بود، آن هم مرد ، من و بچه هایم چه بکنم؟ این کلمه را که شنید فرمود: آیا می خواهی گاو مرده را برایت زنده کنم؟ زن سر بلند کرد گفت : با این دردی که من دارم ، آیا مرا مسخره می کنی ؟ این است امام ششم: یک لب جنباند بعد قدمش را به گاو زد ، تا قدم رسید به گاو ، یک دفعه گاو مرده به سر پا ایستاد . مهم این است که قدم او این کار را می کند ؛ کاری که نفس عیسی بن مریم کرد، قدم جعفر بن محمد می کند. یک مرتبه زن شیون زد، ایها الناس! بیایید که عیسی بن مریم پیدا شده . مفضل گفت : امام فوری خودش را در میان جمعیت گم کرد که مردم نفهمند چه خبر است . این است مقام امامت او . رأس و رئیس مذهب این است.
شیخ مفید از شیخ صدوق ، شیخ صدوق از علی بن بابویه ، پدرش روایت می کند. سند حدیث می رسد به سدیر صیرفی . سدیر گفت: شب خواب دیدم: وارد شدم در محضر رسول خدا دیدم یک طبقی مقابل حضرت است، پرده را از آن طبق برداشت ، خرمایی دیدم که هرگز ندیده بودم، یک دانه تناول کرد ، گفتم: یا رسول الله! یک دانه هم به من بده . یک دانه به من داد ، تا رسید به هشت دانه ، به دانه نهم که رسید گفتم یا رسول الله! زدنی ، بیشتر عنایت کن ، فرمود: همین اندازه تو را بس است، از خواب پریشان بیدار شدم که این چه خوابی بود ، گفتم بروم ، تعبیر خواب را از امام ششم بپرسم . روز حرکت کردم …، آن هم شیخ الطائفه ، شیخ مفید از امام المحدثین ، شیخ صدوق ، قضیه را نقل می کند…، گفت: رفتم حضور حضرت که تعبیر خوابم را سؤال کنم ، تا وارد شدم دیدم یک طبق مقابل اوست همچنان که دیشب دیده بودم ، بهتم زد. پرده را از روی طبق برداشت، دیدم خرما ، همان خرماست ، یک دانه برداشت تناول کرد، گفتم: یابن رسول الله! به من هم عطا کن ، یک دانه داد ، رسید به دانه هشتم، دانه هشتم را هم داد ، بعد گفتم یابن رسول الله زدنی ، تا گفتم زدنی ، فرمود ای سدیر! اگر رسول خدا دیشب زیاد می کرد ، من هم زیاد می کردم . این است امام ششم . معنی این کلمه این است که او خود پیغمبر است، آمده تعبیر خواب را ببیند می بیند آنچه در خواب است، همان در بیداری است. خدا می خواهد به ما بفهماند: او جان پیغمبر است، کسانی که روز شهادت حضرت صادق ، پای پرچم عزای او به سر و سینه می زنند ، اینها برای خود خاتم النبیین عزاداری می کنند، این است که این فرصت ها از دست ما رفته. ان شاء الله این سعادت را حفظ کنید، آن وقت مصیبت کبری داهیه دهیا این است : همچو کسی قبرش ویران است. هشتم شوال می آید کنار آن قبر زائری نیست.
چهار پیکر آنجا آرمیده است: امام حسن بن علی ، کیست ؟ روز هشتم شوال همچو روزی است، یکنفر آنجا خوابیده با آن قبر ویران، کسی است که 124 هزار پیغمبر فقط حاجتشان این است که خدا به آنها اجازه بدهد ، بیایند به زیارت حسین بن علی ، آن حسین بن علی که تمام انبیا که آرزویشان زیارت اوست ، هر شب جمعه زائر قبر حسن بن علی ، همچو قبری خراب و ویران است.قبر دیگر ، قبر زین العابدین ، سید الساجدین… ، روز قیامت که می شود منادی ندا می کند: أین زین العابدین ؟ همه اولین و آخرین نگرانند که این کیست که تمام نتیجه خلقت عبادت خداست!! ” وَمَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالْإِنْسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ” . باز تمام بندگان خدا زینتشان اوست ، یک وقت می بینند علی بن الحسین وارد شد.دیگری که در آنجا در آن قبر خراب دفن است کیست ؟ باقر علوم الاولین وآلاخرین ، کسی که پیغمبر خاتم به جابر بن عبدالله فرمود : ای جابر! تو زنده می مانی تا وقتی پسرم محمد بن علی را ببینی ، وقتی دیدی سلام مرا به او برسان ، او هم در یک قبر خراب است.


قبر چهارم ، قبر رئیس مذهب ماست . ان شاء الله در شهرها ، روز هشتم شوال که روز خرابی قبور ائمه بقیع است، اقامه عزا کنید و این روز را اهمیت بدهید ، ان شاء الله باید مسلمین به پا خیزند . این وهابیتی که ساخته و پرداخته مسیحیت است، این ها را ساختند که آثار اسلام را محو کنند ، هر امتی سعی می کند، آثار خودش را حفظ کند، ولی اینها را روی کار آوردند، تمام آثار را محو کردند، آثار غزوه احد ، بدر ، حنین، ائمه بقیع ، قبر حمزه سید الشهداء؛ برخلاف تمام قوانین دولتی ، منتها چون زائیده غرب اند، مولود مسیحیت اند، آن جامعه ملل ، که دم می زند از حقوق بین الملل این قدر درک ندارد که این آثار متعلق به مسلمان روی زمین است، یک عده به چه منطقی این آثار را محو کنند . ان شاء الله شما هم به پا خیزید آن روز را احیا کنید، که بقیه شهرها هم از شما تبعیت کنند و ان شاء الله این ندا در دنیا بپیچد ، و این حق ضایع شده احقاق بشود . خدا به حرمت اهل البیت به همه شما توفیق بدهد که در مراسم عزای ائمه دین ، سنگ تمام اخلاص را بکار بگذارید و سعادت دنیا و آخرتتان را تامین کنید.
]]>
https://mahdi.etudfrance.com/archives/1083/feed 2
امام مظلوم، امام هادی علی النقی علیه اسلام https://mahdi.etudfrance.com/archives/987 https://mahdi.etudfrance.com/archives/987#respond Fri, 25 May 2012 12:05:19 +0000 http://mahdi.etudfrance.com/?p=987 امام هادی، حضرت علی بن محمد النقی و معروف به ابن الرضا(ع) خورشید نورافشانی بود که از سالهای 220ق تا سال 254 رسالت رهبری و هدایت امت بزرگ اسلامی را بر دوش داشت و حدود 34 سال ناخدای کشتی اسلام در میان امواج وحشتناک عصر عباسی بود.

معنی لغوی «نقی»
«نقی» در کتب لغت دو معنای «ارائه طریق » و «رساندن به مقصد و مطلوب» را در بردارد. شناخت راه، شناخت مقصد، شناخت امت و کاروانیان همراه، ایجاد انگیزه برای حرکت، دمیدن روح استقامت در رهروان، حفظ اتحاد و هماهنگی کاروان، حمایت و حفاظت از جان و مال و حقوق کاروانیان وظیفه دلیل و رهنمای کاروان و بخشی از مفهوم «نقی» در فرهنگ اسلامی است.

پس از شهادت امام نهم(ع)، فرزند ایشان، امام علی‌النّقی(ع)، در حالی که حدود 7 سال داشتند، میراث امامت تشیّع را در اختیار گرفتند. معتصم به گمان خود که می توان با در اختیار گرفتن امر آموزش فرزند امام جواد(ع) وی را از مسیر فکری پدرانش به انحراف کشید، عالمی به نام «جنیدی» را که در دشمنی نسبت به اهل بیت پیامبر(ص) سابقه ای سیاه داشت، به امر تعلیم آن حضرت در مدینه گمارد.

جنیدی از مشاهده این که شاگرد خردسالش نه تنها حافظ قرآن است بلکه در کلیۀ علوم سرآمد روزگار است دچار بهت و حیرت فراوان گشته و به یکی از نزدیکانش گفت: «مردم می پندارند که من معلم علی بن محمد هستم، حال آن که من برای دانش آموزی نزد وی می روم». و سرانجام از نفَس قدسی امام(ع)، این عالمِ دشمن اهل بیت پیامبر(ص) در زمرۀ شیعیان و یاران آن حضرت در آمد.
امام هادی که از 7 سالگی رسالت بزرگ رهبری امت را بر دوش گرفته است، از همان آغاز به بهانه تربیت و آموزش در خانه ای در «صریا» اطراف مدینه تا حدود 13 سالگی تحت نظر قرار می گیرد و سپس در تبعید گاه سامرا 20 سال پرچم نورانی امامت را برافراشته نگه می دارد.

عصر امام نقی(ع) عصر دشواری است که نمرود ردای ابراهیم(ع) بر تن دارد و فرعون عصای موسی به دست گرفته است. عباسیان به بهانه وابستگی به پیامبر(ص) بر کرسی خلافت نشسته اند و حکومت و دولت ابزاری برای بهره کشی از مردم و غارت «جان» و «مال» و «نوامیس» محرومان شده است. متوکل کاخهای متعدد می سازد و میگساری و فسق و فجور و رقص و موزیک بر کاخ ها و درباریان حاکم است و فقر و شمشیر و توهین و تحقیر بر توده های مردم و بالاترین فشار ها و زندان و تبعید و فرار و اعدام و تعقیب علویان و فرزندان فاطمه(س) را تهدید می کند.

قبر مطهر امام هادی(ع) در سامرا

 

فراخواندن امام هادی(ع) به سامرا
یحیی بن هرثمه به دستور متوکل برای بردن امام(ع) به سامرّا به مدینه آمد. سامرّا شهری جدیدالتأسیس در نزدیکی بغداد بود که برای زندگی نظامیان ترک ساخته شده بود. این شهر در واقع یک دژ نظامی بود و ارکان دولت نیز در آن قرار داشت. نظامیان ترک از زمان معتصم که مادرش ترک نژاد بود، وارد لشگر شده و از آن پس مدارج ترقی را پیموده و روز به روز بر نفوذشان در دستگاه حکومت افزوده گشته بود. وزیران ایرانی مأمون کم کم جای خود را به سرداران ترک معتصم سپردند. نفوذ ایشان در دستگاه حکومت به جایی رسید که در دورۀ زوال سلسلۀ عباسی، آنان خلیفه ای را کشته و خلیفه ای را بر جایش نصب می کردند.

از آن روی که امام به سبب عبادت بسیار و گره گشایی از امور مردم، مورد علاقۀ بسیار آنان بود، مردم با دین مأموران حکومتی در مدینه که در جستجوی امام(ع) بودند، صدا به گریه و زاری بلند نموده و راه را بر مأموران بستند. ابن هرثمه به مردم اطمینان داد که در پی آزار امام(ع) نیست.

دانلود داستان صوتی زندگی امام هادی

طعنه دشمنان اهل بیت بر امام علی(ع) و تحقق روایتی از امیر مؤمنان(ع)
سرانجام امام(ع) به همراه فرزند خردسالشان «حسن» و نزدیکان، همراه با سیصد تن از مأموران حکومتی به سوی عراق روانه گشتند. با آن که فصل تابستان بود، امام(ع) دستور داده بودند تا برای خود و همراهانشان لباسهای ضخیم پشمی تهیه گردد که این امر موجب شده بود تا از سوی مأموران حکومتی مورد طعن قرار گیرند. در میان راه، مأموران به یاد سخنی از امیرالمؤمنین(ع) می افتند که می فرماید: “هیچ قطعه ای از زمین نیست مگر که قبری است یا قبری خواهد شد”و برای طعن شیعیان گفتند: “بدین بیابان بنگرید، کیست که در این بیابان وسیع بمیرد تا قبرش در آن قرار گیرد»”.

پس از چند روز طی طریق، به ناگاه ابری سیاه در افق پدیدار گشته و به سرعت آسمان را در بر گرفت. امام(ع) و همراهان لباسهای پشمی را بر تن کردند. دیری نگذشت که سرمای شدید و رعد و برق ظاهر شده و تگرگ های درشتی چون سنگ شروع به باریدن کرد. این طوفان شدید منجر به مرگ چندین تن از مأموران گردید. یحیی بن هرثمه با دیدن این کرامت امام(ع) نزد ایشان رفت، و امام(ع) خطاب به وی فرمود:«افراد خود را به خاک بسپار، خداوند این گونه زمین را پر از قبر می سازد».هرثمه شهادتین را نزد امام(ع) تکرار کرده و به حقانیت امامان اهل بیت نبیّ اقرار نمود.

پس از رسیدن کاروان حامل امام(ع) به سامرّا، متوکل عباسی که چون اسلاف خویش به این فکر افتاده بود تا بخت خود را در تلاش برای شکست علمی امام شیعیان بیازماید، ایشان را با علمای درباری گرد آورد، اما امام هادی(ع) نیز چون پدران خویش، علمای عباسی را در مباحثه مغلوب نمودند.

دانلود شش کتاب درباره ی زندگانی امام هادی ع

ماجرای برکة السباع و کرنش درندگان در برابر امام هادی(ع)
در زمان اقامت امام(ع) در سامرّا، زنی به قصد سودجویی مدعی گردید که زینب کبری دختر علی(ع) و فاطمۀ زهرا(س)است که خداوند او را به مدت دو قرن زنده نگه داشته است! وی را نزد متوکل بردند و او به آن زن گفت: تو ادعای عجیبی می کنی، و چگونه است که پس از این مدت دراز هنوز جوان هستی؟ زن می گوید: پیامبر خدا دست بر سر من کشید و دعا کرد که خداوند در هر چهل سال جوانی مرا تجدید نماید! متوکل پرسید: تو از آن زمان تا کنون کجا بوده ای و چه می کرده ای؟ زن پاسخ داد: سالها مخفیانه زندگی کرده ام، اما اکنون فقر و بیچارگی باعث شده است تا خود را به مردم معرفی کنم.

متوکل که ادعای این زن را در جهت تضعیف تشیّع، برای حکومتش سودمند می دید گفت: این زن را آزاد بگذارید. از عباس بیزار باشم اگر بدون حجّت قاطع وی را مجازات کنم. یکی از حاضران گفت: ای خلیفه، ابوالحسن را فرا خوانید. شاید حجتی نزد او باشد که نزد ما نیست. متوکل با خود اندیشد شاید حضور امام(ع) در بحث بر سر ادعای این زن، به تضعیف جایگاه ایشان منجر شود، بنابر این پذیرفت.

امام(ع) پس از حضور در کاخ متوکل و شنیدن اظهارات آن زن، فرمود: “او دروغ می گوید، زینب کبری در ماه رجب سال 65 هجری از دنیا رفته اس”.متوکل گفت: عده ای از علمای حاضر در این مجلس نیز همین نظر شما را اعلام کردند، ولی من سوگند یاد کرده ام که بدون دلیل قاطعی که خود این زن هم آن را پذیرا باشد، وی را مجازات نکنم.

امام(ع) فرمود: “ولی نزد من دلیلی هست که تو و این زن و دیگران را وادار به تسلیم خواهد نمود”. متوکل گفت: دلیلتان را ارائه کنید. امام(ع) پاسخ داد: ” گوشت فرزندان فاطمه(س) بر درندگان حرام است. او را وارد باغ وحش خویش کن. اگر فرزند فاطمه باشد، آسیبی نخواهد دید.” در این حال آن زن فریاد زد: این مرد می خواهد مرا بکشد! اطرافیان متوکل نیز که دشمن امام هادی(ع) بودند، گفتند: چرا ابوالحسن به این زن رحم نمی کند، اگر راست می گوید خود وارد گودال درندگان گرسنه شود.

متوکل که می اندیشد که فرصتی فراهم شده است تا احتمالاً امام(ع) بدون هزینه و برای همیشه از صحنه حذف شود، به امام(ع) می گوید: آیا ابوالحسن خود جرأت انجام چنین کاری را دارد؟ با اظهار آمادگی امام(ع) همگان به سوی گودال حیوانات به راه افتادند و امام(ع) در میان هیجان حاضران از نردبان پائین رفت درحالی که چند شیر گرسنه در پای نردبان تجمع کرده و می غرّیدند. چون امام(ع) به پایین رسید، در میان بهت و حیرت حاضران، شیرها دور امام(ع) را گرفته و صورت بر پاهای امام(ع) می مالیدند.

امام(ع) دست بر سر آنها کشیده و با ایشان کلماتی زمزمه نمود. پس از مشاهدۀ این حال، متوکل از امام(ع) عذرخواهی کرده و سپس با خشم رو به سوی زن کرده و گفت: اکنون نوبت توست، از نردبان پایین برو! زن با وحشت و التماس می گوید: شما را به خدا دست از من بدارید. دروغ گفتم که زینب فرزند فاطمه ام. بر اثر فقر و بیچارگی چنین ادعایی کردم… برخی از مورخین نوشته اند که این زن مورد شفاعت یکی از نزدیکان متوکل قرار گرفت و نجات یافت، اما برخی نیز نوشته اند که وی در گودال درندگان افکنده و کشته شد.

(برکة السباع) یعنی برکه درندگان و نام محلی بود که مرکز درندگان از قبیل شیر و پلنگ بود و امام بزرگوار را در آن محل خطرناک قرار دادند ولی به امر خداوند متعال درندگان برگرد آن حضرت حلقه زدند و زیانی به آن امام بزرگوار نرساندند.

دانلود زيارت نامه امام هادي(عليه السلام) با صداي استاد فرهمند

صلوات ویژه بر امام علی النقی(ع)

در صلواتی که از امام حسن عسکری(ع) درباره هر کدام از چهارده معصوم نقل شده درباره امام علی النقی(ع) چنین آمده است: اللّهُمَّ صَلِّ عَلی عَلِیِّ بْنِ مُحَمَّدٍ، وَصِیِّ الْأَوْصِیآءِ، وَاِمامِ الْأَتْقِیآءِ،وَخَلَفِ اَئِمَّةِ الدّینِ، وَالْحُجَّةِ عَلَی الْخَلائِقِ اَجْمَعینَ، اَللّهُمَّ کَماجَعَلْتَهُ نوُراً یَسْتَضیی ُ بِهِ الْمُؤْمِنوُنَ فَبَشَّرَ بِالْجَزیلِ مِنْ ثَوابِکَ، وَاَنْذَرَ بِالْأَلیمِ مِنْ عِقابِکَ، وَحَذَّرَ بَاْسَکَ، وَذَکَّرَ بِآیاتِکَ، وَاَحَلَّ حَلالَکَ، وَحَرَّمَ حَرامَکَ، وَبَیَّنَ شَرایِعَکَ وَفَرایِضَکَ، وَحَضَّ عَلی عِبادَتِکَ، وَاَمَرَ بِطاعَتِکَ، وَنَهی عَنْ مَعْصِیَتِکَ، فَصَلِّ عَلَیْهِ اَفْضَلَ ما صَلَّیْتَ عَلی اَحَدٍ مِنْ اَوْلِیآئِکَ، وَذُرِّیَّةِ اَنْبِیآئِکَ، یا اِلهَ الْعالَمینَ.

بارالها! بر علی بن محمد (امام نقی) درود فرست.او که جانشین اوصیای پیامبر(ص) و پیشوای پارسایان است. و جایگزین رهبران دین و حجت بر تمام آفریدگان. بارالها! همانگونه که او را نوری قرار دادی تا مؤمنان از او فروغ بگیرند. او به پاداش بزرگ تو بشارت داد و از کیفر تو مردم را بر حذر داشت و آیات تو را یادآور گردید، حلال تو را حلال دانست و حرام تو را حرام شمرد. آئین تو و واجبات تو را روشن کرد و مردم را به عبادت تو برانگیخت. و به طاعت تو فرمان داد و از معصیت تو بازداشت. خدایا! بر او درود فرست برترین درودی که بر هر کدام از اولیای خودت و ذرّیه پیامبرانت می فرستی ای معبود جهانیان».

14 نکته درباره زیارت جامعه کبیره

زیارت جامعه کبیره که اقیانوسی مواج از معارف الهی و مضامین عالی مشتمل بر معرفی مقام ائمه علیهم السلام است؛ از امام علی النقی علیه السلام به ما رسیده است. زیارت جامعه که به تعبیر علامه مجلسی(ره) از نظر سند و روایت از صحیح‌ترین و قوی‌ترین زیارات ائمه علیهم السلام است یادگاری عظیمی است که در حرم هر یک از ائمه معصومین علیهم‌السلام آن زیارت را می‌خوانیم.

دانلود زيارت جامعه کبیره با صداي استاد فرهمند

از آنجاکه این زیارت، بر نقل نصوص مختلف، معتبرترین زیارات بوده و توصیه به خواندن آن در مشاهد مشرفه، اکیدا به چشم می خورد ؛ توجه به مضامین مهم آن نیز باید مورد توجه قرار بگیرد.

1 – السلام علیکم یا اهل بیت النبوه

خاندان پیامبری: دقت كنيد، مي فرمايد خاندان پیامبری و نمی گوید خاندان پیامبر

2 – ساسة العباد

دین از سیاست جدا نیست: ائمه ی شیعه، تنها رهبران دینی مردم نبوده و سیاستمدار ترین افراد روزگار خود نیز بوده و شعار جدایی دین از سیاست توطئه ای پرورش یافته توسط دشمنان دین است.

3 – وَحُجَجِ اللَّهِ عَلى اَهْلِ الدُّنْیا وَالاْخِرَةِ وَالاْولى

سه برهه ی زمانی بسیار مهم و اهل بیت :امامان شیعه در سه برهه ی زمانی بسیار مهم، حجت های بر مردم بوده اند:

الف: دنیا، ب: آخرت ج: اولی (آیا تا به حال به این برهه زمانی فکر کرده اید که اولی کجا بوده است؟!)

4 – اَلسَّلامُ عَلى مَحاَّلِّ مَعْرِفَةِ اللَّهِ

امن ترین راه رسیدن به خدا: آنچه که مسلم است و در لسان روایات به آن اشاره شده است اینست که راه های رسیدن به خداوند، بسیار زیاد است اما آنچه باید بر اساس نص جامعه کبیره مورد توجه قرار بگیرد اینست که امن ترین راه، طریق اهل بیت است.

5 – اَیَّدَکُمْ بِرُوحِهِ

تاییدات با روح: بزرگترین فرشته ی الهی به نام روح (که برخی از مفسرین، ذیل آیات سوره ی قدر و آیه تنزل الملائکه و الروح فیها، اشاره به این مطلب داشته اند )که اعظم ملائکه ی الهی می باشد؛ همواره همراه اهل بیت عصمت و طهارت بوده است و ایضا می باشد!

6 – وَالْبابُ الْمُبْتَلى بِهِ النّاسُ مَنْ اَتیکُمْ نَجى وَمَنْ لَمْ یَاْتِکُمْ هَلَک

اهل بیت محک ایمان: آنچه بر اساس روایت مختلف بدان اشاره شده است، خاندان عصمت و طهارت،محک ایمان برای انسان ها هستند . هرکس ایشان را به عنوان نمایندگان الهی پذیرفت، نجات یافته و هرکس رو گردان شود، هلاک می گردد.

7 – وَجَعَلَ صَلَواتَنا عَلَیْکُمْ وَما خَصَّنا بِهِ مِنْ وِلایَتِکُمْ طیباً لِخَلْقِنا وَطَهارَةً لاِنْفُسِنا وَتَزْکِیَةً لَنا وَکَفّارَةً لِذُنُوبِنا

اهل بیت جلوه ای از رحمة للعالمینی پیامبر اسلام: اگر خداوند، گناهان خلائق بپوشاند و لباس رحمت بر آنان، بواسطه ی اهل بیت است . که در برخی روایات داریم در روز قیامت،خیل کثیری از بندگان الهی را دستگیری می نمایند و ایضا در این دنیا به برکت حضور نورانیت ایشان، گناهان بخشیده می شود همانطور که در زیارت نامه ی آنها نیز اشاره شده است که زائر ایشان در حال معرفت، تمامی گناهانش بخشیده شده و مإوایش بهشت خواهد بود.

8 – وَبَرِئْتُ اِلَى اللَّه عَزَّوَجَلَّ مِنْ اَعْداَّئِکُمْ وَمِنَ الْجِبْتِ وَالطّاغُوتِ وَالشَّیاطینِ وَحِزْبِهِمُ الظّالِمینَ لَکُمْ وَالْجاحِدین لِحَقِّکُمْ وَالْمارِقینَ مِنْ وِلایَتِکُمْ وَالْغاصِبینَ لاِرْثِکُمْ وَالشّاَّکّینَ فیکُمْ وَالْمُنْحَرِفینَ عَنْکُمْ وَمِنْ کُلِّ وَلیجَةٍ دُونَکُمْ

دشمن شناسی و کشف کُـدهای کلامی اهل بیت: مقوله ی بسیار مهم دشمن شناسی در مکتب اهل بیت در هر زمان مورد توجه ایشان بوده و به مناسبت های مختلف، کدهایی از جانب این انوار مقدسه صادر می شده تا دشمنان را به مردم، معرفی نمایند از جمله کدهایی همانند جبت و طاغوت که باید مورد توجه قرار گرفته شود.

9 – مَنْ اَرادَ اللَّهَ بَدَءَ بِکُمْ

تاکید موکد و مجدد به خداشناسی از درگاه اهل بیت: هرکس خدا را بخواهد باید با اهل بیت شروع کند چرا که محل امن شناخت الهی، از درگاه خزائن علم خواهد بود.

10 – بکُمْ فَتَحَ اللَّهُ وَبِکُمْ یَخْتِمُ وَبِکُمْ یُنَزِّلُ الْغَیْثَ وَبِکُمْ یُمْسِکُ السَّماَّءَ اَنْ تَقَعَ عَلَى الاْرْضِ اِلاّ بِاِذْنِهِ وَبِکُمْ یُنَفِّسُ الْهَمَّ وَیَکْشِفُ الضُّرَّ وَعِنْدَکُمْ ما نَزَلَتْ بِهِ رُسُلُهُ وَهَبَطَتْ بِهِ مَلاَّئِکَتُهُ

اهل بیت دلیل رحمت واسعه ی الهی، بر خلائق: به عبارت دیگر همانطور که در حدیث معراج از زبان پیامبر اسلام نیز بدان اشاره شده است و نیز در احادیث قدسی متعدد هم مذکور است ؛ اهل بیت دلیل خلقت و واسطه ی رحمت الهی بر بندگان هستند.

11 _ وَبِکُمْ اَخْرَجَنَا اللَّهُ مِنَ الذُّلِّ وَفَرَّجَ عَنّا غَمَراتِ الْکُرُوبِ وَاَنْقَذَنا مِنْ شَفا جُرُفِ الْهَلَکاتِ

تمسک به اهل بیت باعث نجات از گمراهی ها: خواستنی ها، فقط و فقط از این خاندان جائز است و چراغ هدایت در ظلمات گمراهی ها، خود خودشان هستند .به عبارت دیگر اشاره به احادیث متعدد در این زمینه دارد و ایضا زیارت خاص امیر المومنین علی علیه السلام که در هلکات و پرتگاه های بسیار خطرناک، از دوستداران، دستگیری کرده و سنگینی های ایشان را به دوش می کشند .( به زیارت مخصوصه ی امیر المومنین علی علیه افضل صلوة المصلین در 27 رجب دقت فرمایید و ایضا در آن تامل )

12 – بِمُوالاتِکُمْ عَلَّمَنَا اللَّهُ مَعالِمَ دِینِنا وَاَصْلَحَ ماکانَ فَسَدَ مِنْ دنیانا

اهل بیت باعث رشد فکری و جبران خسارات دنیایی: آشنایی با آل بیت پیامبری، آشنایی با معارف دینی و الهی است و در نتیجه جبران کننده خسارات دنیایی و آخروی .

13 -اِنَّ بَیْنى وَبیْنَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ ذُنُوباً لا یَاْتى عَلَیْها الا رضاکم :

بخشش فقط با نظرخاص اهل بیت: خداوند گذشت از بندگان و بخشوده شدن آنان را در گرو رضایت اهل بیت پیامبر خویش قرار داده است بدین معنا که اگر این خاندان از کسی رضایت داشته باشند خداوند هم از او راضی خواهد بود.

14- اَللّهُمَّ اِنّى لَوْ وَجَدْتُ شُفَعاَّءَ اَقْرَبَ اِلَیْکَ مِنْ مُحَمِّدٍ وَاَهْلِ بَیْتِهِ الاْخْیارِ الاْئِمَّةِ الاْبْرارِ لَجَعَلْتُهُمْ شُفَعاَّئى

برترین خلائق: در هستی و خلقت کسانی جز آل بیت پیامبری، برترین خلائق نزد خداوند نیستند. حتی انبیاء و اولیاء.(اشاره به حدیث معراج فرمایش پیامبر اسلام )

]]>
https://mahdi.etudfrance.com/archives/987/feed 0
پیامبر ما رحمة للعالمین https://mahdi.etudfrance.com/archives/723 https://mahdi.etudfrance.com/archives/723#respond Thu, 30 Jun 2011 15:48:15 +0000 http://mahdi.etudfrance.com/?p=723 پیامبر ما حضرت محمد مصطفی ص، پیام آور رحمت و انسانیت است. فرستاده‌ای که در این سالها، بیشترین ظلم به او و آیین او روا داشته شده، چه نوشته‌ها و صحبت‌هایی‌ که بر علیه این بزرگترین آفریدهٔ هستی‌ بیان نشده، طوری که گاهی مظلومیت او ناله ما را به اوج خود می‌رساند و اشک و آهی جانسوز به همراه دارد.

در اینجا فقط گوشهٔ‌ای از خصوصیات حضرت آورده شده تا بدانیم او که بوده:

روزی شتری را دید که زانوهایش بسته شده و هنوز بار سنگینی برروی آن است . گفت به صاحب شتر بگویید خود را برای مواخذه خداوند در روز قیامت آماده کند

کافری را که در جنگ اسیر شده بود، آزاد کرد زیرا اعتقاد داشت که او مرد خوش اخلاقی است که همواره با عفت رفتار می کند

مردی بادیه نشین در زمانی که او در مدینه هم پیامبر و هم حاکم بود، به سراغش آمد و یقه او را گرفت که باید خرماهایی که از من قرض گرفته بودی، برگردانی. اصحاب عصبانی شدند و خواستند با آن مرد برخورد کنند. پیامبر برآشفته شد و گفت شماها باید طرف صاحب حق را بگیرید. من برای همین مبعوث شده ام تا هرکسی بتواند حق خود را از حاکم بدون لرزش صدا بگیرد

گفت اگر در حال کاشتن نهالی بودید و علائم روز قیامت فرا رسید، به کار خود ادامه دهید و نهال را بکارید

گروهی از اصحاب خود را برای تبلیغ اسلام به منطقه ای دیگر فرستاد. قبل از سفر از او پرسیدند تا چگونه این کار را انجام دهند. گفت تعلیمشان دهید و آسان بگیرید. سه بار از او این را پرسیدند و هر بار جواب همین بود

بارها گفت که بر مردم آسان بگیرید زیرا مبعوث نشده ام تا آن ها را به زحمت بیاندازم

گفت مبادا قبل از ذبح گوسفند، در جلوی چشمان گوسفند چاقو را تیز کنید. بدانید که حیوان هم می فهمد ،حق ندارید در دل حیوان غصه بیاندازید

گفت زنی به بهشت رفت و تنها کار خوبش این بود که به گربه ای غذا می داد

روزی مردی را دید که ژولیده است. گفت آیا در خانه ات روغن نبود تا با آن موهای خود را مرتب کنی؟

گفت اسراف همیشه حرام است مگر برای خرید و استفاده از عطر. خودش همیشه عطر گل بنفشه می زد و در سفر هم همواره آن را با خود می برد

در زمانی که قدری با کفار صلح شده بود. به قصد خریدن زمینی در منطقه خوش آب و هوای طائف، عازم انجا شد. چند روز بعد برگشت و گفت که قبلا همه زمین ها را مردم خریده اند… نخواست بعنوان حاکم به زور چیزی را تصاحب کند

در زمانی که دختران سنگسار می شدند،دختران خود را برروی زانو می نشاند و در جلوی دیگران آن ها می بوسید تا محبت را بیاموزند. از او پرسیدند فرزند پسر بهتر است یا دختر؟ گفت هر دو خوبند اما دختر ریحانه است، برگ گل است.

وقتی پسرش ابراهیم در سن خردسالی فوت کرد، بسیار گریست. گفتند چرا اینقدر بی تابی می کنی؟ گفت گریه از رحم است. کسی که رحم ندارد، خدا هم به او رحم نمی کند

هنگام دفن پسرش ابراهیم، کسوف شد. همه مردم این را بدلیل مصیبتی دانستند که به پیامبر وارد شده، حتی کفار هم کم کم داشتند ایمان می آوردند اما او از این موقعیت استفاده نکرد. به بالای منبر رفت و گفت: خورشید نه برای من و نه برای هیچ کس دیگر نمی گیرد و نخواهد گرفت. خورشید گرفتگی نشانه قدرت خداوند است

هنگام طواف کعبه، سوار بر شتر بود و حتی حجرالاسود را با عصای خود لمس نمود. از تعلیمات پیچیده فقهی خبری نبود. دینی ساده بود و پر از عرفان و معنویت. وقتی سوار بر شتر طواف می کرد، ان قدر معنویت و احساس موج می زد که مشاهده کنندگانش به گریه می افتادند

روزی در حال عبور از حاشیه شهر به گروهی یهودی برخورد که در حال ساز زدن و خواندن بودند، او را به بزم خود دعوت کردند و او پذیرفت. شخصی از اصحاب او را دید و به یهودیان حمله کرد که چرا با این کار به پیامبر خدا اهانت می کنید. پیامبر بر آشفت و به صحابی گفت که آن ها قصد محبت داشته اند و باید از آن ها عذر بخواهد

گل را می بویید و می گفت که این بوی بهشت است و باید به گل ها و درخت ها احترام بگذارید

به او گفتند این که در قرآن آمده است که مسیحیان و یهودیان، کشیشان و احبار (علمای دین یهود) را به جای خدا می پرستند، به چه معنا است؟ گفت همین که حرفهای علمای دین خود را بعنوان حرف خدا می پذیرند و تحقیق نمی کنند، یعنی پرستش. به اصحاب گفت که هر چه بر سر یهود و مسیحیت آمده، بر سر امت من هم خواهد آمد و زمانی می رسد که آن ها نیز، علمای دینشان را بجای خدا بپرستند

او پیامبر و موسس دین اسلام، محمد(ص)استرحمة للعالمین… رحمتی جاودانه برای مردم جهان

دانلود سروده ها و نواهای محمدی

]]>
https://mahdi.etudfrance.com/archives/723/feed 0
حسین بن على (ع) و کیفیت شهادت آن حضرت https://mahdi.etudfrance.com/archives/167 https://mahdi.etudfrance.com/archives/167#comments Mon, 05 Jan 2009 09:17:54 +0000 http://mahdi.etudfrance.ir/?p=167

این نوشته دردناکه…اگر طاقت دارید بخونید

حسين (ع)، دست از جان شسته با اهل بيت وداع كرد و به ميدان نبرد تاخت .
هر كس در برابر زاده على (ع) مى آمد، كشته مى شد و در اين لحظات، سخن امام اين بود: الموت أولى من ركوب العار والعار أولى من دخول النار أنا الحسين بن على آليت أن لا أنثنى أحمى عيالات أبى أمضى على دين النبى مرگ بهتر از زير بار ننگ رفتن است و ننگ از دخول در آتش جهنم بهتر است! من، حسين بن على هستم؛ سوگند ياد كرده ام كه هرگز به دشمن پشت نكنم؛ از خانواده پدرم دفاع مى كنم و بر دين پيامبر استوار هستم .
يكى از راويان نبرد كربلا، وضعيت سرور شهيدان را چنين توصيف كرده است: به خدا قسم، نديده بودم كسى را كه سپاه دشمن، او را احاطه كرده باشد و فرزندان اهل بيت و يارانش كشته شده باشند و با اين حال، از حسين قوى دل تر باشد! همين كه آن لشكر به او حمله مى كردند، شمشير مى كشيد و به آنها حمله مى كرد و آنان مانند گله گرگ زده پراكنده مى شدند! حضرت بر آن جماعت كه شماره آنان به سى هزار نفر مى رسيد هجوم مى برد و آنان همچون ملخهايى كه از ديدن اشخاص فرار مى كنند، از مقابل او مى گريختند و او به مركز خود باز مى گشت و مى فرمود: لا حول و لا قوة إلا بالله! عده بيشمارى از دشمن به دست امام (ع) كشته شدند، تا آنكه عمر سعد فرياد زد: واى بر شما! آيا مى دانيد با چه كسى مى جنگيد؟ اين، فرزند على، كشنده عرب است! از هر طرف به او حمله كنيد! تيراندازان اطراف امام را گرفتند و ارتباط آن حضرت را با خيمه ها قطع كردند؛ سپس به طرف خيمه ها هجوم آوردند .
سيدالشهدا فرياد زد: واى بر شما اى پيروان آل ابى سفيان! اگر دين نداريد و از جهان آخرت نمى ترسيد، لااقل در دنياى خود آزادمرد باشيد و به اصل و حسب خود رجوع كنيد – اگر عرب هستيد – چنانچه عقيده شما اين است! شمر گفت: اى پسر فاطمه چه مى گويى؟ فرمود: من با شما جنگ دارم و شما با من؛ زنها كه گناهى ندارند! پس تا من زنده هستم، به حريم من تجاوز نكنيد! و شمر پاسخ داد: اين حرف را قبول داريم! سپس دستور داد تا امام زنده هستند، كسى معترض خيمه ها نشود .
امام حسين (ع) بار ديگر به خيمه ها باز مى گردند و دوباره با اهل بيت وداع مى كنند و مى فرمايند: روپوشها را بر تن كنيد و آماده بلا باشيد و بدانيد كه خداوند نگهدار و حامى شماست و شما را از شر دشمنان نجات خواهد داد، عاقبت شما را به خير مى كند و دشمنان شما را به انواع عذابها متبلا مى سازد و در برابر اين مصيبتها، نعمت و كرامت فراوان به شما عطا خواهد فرمود .
شكايت نكنيد! مبادا سخنى بر زبان بياوريد كه از قدر و منزلت شما بكاهد! و بار ديگر به ميدان شتافت .
پس از مدتى نبرد، امام در حالى كه ايستاده بود، لحظاتى را به استراحت گذراند؛ ولى در همان حال سنگى به پيشانى مقدسش اصابت كرد و خون جارى شد .
فرزند پيامبر خواست با لباس خود خون را از صورت پاك كند كه مرد ديگرى با تيرى سه شعبه، حضرت را هدف قرار داد . یاحسين


سيدالشهدا به درگاه الهى عرض كرد: بسم الله و بالله و على ملة رسول الله؛ معبود من! تو مى دانى كه اين جمعيت، مردى را مى كشند كه روى زمين هيچ پسر پيامبرى جز او نيست! سپس با دست، تير را از پشت خود خارج كردند؛ ناگهان خون بشدت فوران زد .یاحسين
دستهاى امام پر از خون شد .
خونها را بر چهره و محاسن خود كشيد و فرمود: به همين حال باقى خواهم بود تا خدا و جدم رسول خدا (ص) را ملاقات كنم! قدرت نبرد بكلى از زاده زهرا (س) سلب شده بود

هر كس به او نزديك مى شد، عقب مى رفت؛ مبادا خونش را به گردن گيرد .
شخصى به نام مالك بن يسر نزد امام آمد و زبان به دشنام گشود و با شمشير به سر حضرت ضربه اى زد .
عمامه امام شكافت و پر از خون شد .یاحسين
حسين (ع) عمامه پر خون را برداشته، با دستمالى سر خود را بستند .
سپاه ابن زياد پس از درنگى كوتاه برگشته، اطراف امام را گرفتند .
كودكى نابالغ از اهل بيت امام حسين (ع) به نام عبدالله- فرزند امام حسن مجتبى (ع)- از خيمه بيرون آمد .
زينب (س) خواست او را نگه دارد، ولى عبدالله امتناع كرد و گفت: به خدا قسم، از عمويم دور نمى شوم! در اين هنگام ابحر بن كعب و به قولى حرملة بن كاهل خواست با شمشير ضربتى بر امام وارد كند؛ عبدالله بن حسن دست خود را جلو آورد تا جلو شمشير را بگيرد؛ ولى ضربه شمشير به دست او وارد شد و دستش را قطع كرد .
فرياد كودك بلند شد و مادر را به كمك طلبيد .
امام حسين (ع) او را در آغوش كشيد، به سينه خود چسباند و فرمود: برادرزاده! بر اين بلا صبر كن و از خداوند طلب خير نما؛ زيرا خداوند تو را به پدران نيكوكارت ملحق خواهد كرد! سپس حرملة بن كاهل اسدى او را با تيرى هدف قرار داد و كودك در آغوش عمو جان داد .یاحسين

بار ديگر شمر بن ذى الجوشن به خيمه حمله برد و گفت: آتش بياوريد تا خيمه ها را با هر كه در آن است بسوزانم! امام (ع) فرمود: اى پسر ذى الجوشن! تو آتش مى طلبى كه اهل بيت مرا بسوزانى! خدا تو را به آتش جهنم بسوزاند! شبث بن ربعى شمر را سرزنش كرد و او را از اين عمل بازداشت؛ او نيز از اين كار منصرف شد .
امام حسين (ع) جامه اى كهنه و بى ارزش طلبيدند تا پس از شهادت، كسى به آن رغبت نكند و بدن آن حضرت را برهنه نسازد .
لباس كهنه اى آوردند، حضرت آن را پوشيدند و روى آن لباس نيز لباس ديگرى از برد يمانى به تن كردند كه آنرا عمدا پاره كرده بودند تا آن نيز بى ارزش جلوه كند .
در حالى كه امام (ع) مجروح و زخمى، سوار اسب بودند و قادر به ادامه نبرد نبودند، هجوم نهايى دشمن براى كشتن فرزند پيامبر (ص) آغاز شد .
صالح بن وهب مزنى پهلوى امام را با نيزه هدف قرار داد و حضرت را از اسب سرنگون كرد .
امام از سمت راست بدن بر زمين افتاد و در حالى كه صورت مقدسش روى خاك بود، فرمود: بسم الله و بالله و على ملة رسول الله و مجددا خود را از زمين بلند كرده، ايستادند .یاحسين

شمر فرياد برآورد: در انتظار چه هستيد؟ چرا كار حسين را تمام نمى كنيد؟ هجوم افراد شدت يافت .
شخصى با شمشير، شانه حضرت را شكافت؛ امام باز به زمين افتادند .
گاهى مى ايستادند؛ ولى باز به زمين مى افتادند .
سنان بن انس نخعى با نيزه اى گلوى مقدس فرزند زهرا (س) را هدف قرار داد و آن را سوراخ كرد؛ سپس نيزه را بيرون كشيد و در استخوانهاى سينه اش فرو برد .یاحسين یاحسين


سپس با تيرى گلوى امام را نشانه گرفت .یاحسين

سيد الشهدا (ع) تير را از گلو خارج ساخت و دستهاى خود را به خون آلوده كرد و به محاسن خويش ماليد .یاحسين

عمر سعد- لعنة الله عليه- به مردى كه در طرف راستش بود گفت: واى بر تو! پياده شو و حسين را راحت كن! خولى بن يزيد اصبحى پيش دستى كرد كه سر امام را از بدن جدا كند؛ ولى لرزه بر اندامش افتاد و عقب نشست .
سنان بن انس نخعى شمشيرى به گلوى امام زد و گفت: به خدا قسم، سر تو را از بدن جدا مى كنم .
مى دانم تو پسر پيغمبرى و از جهت مادر و پدر، بهترين مردم هستى! در آن لحظات آخر حيات، سخن حسين بن على (ع) به درگاه الهى اين بود: صبرا على قضائك يارب؛ لا إله سواك يا غياث المستغثين: در برابر حكم تو – اى پروردگار- صبر مى كنم؛ معبودى غير از تو نيست اى فريادرس پناه جويان! سپس سنان بن انس نخعى و به روايت ديگرى شمر بن ذى الجوشن سر مقدس نواده رسول خدا، فرزند على مرتضى و فاطمه زهرا و سرور جوانان بهشت را از تن جدا كرد .
هلال بن نافع آخرين دقايق حيات آن مظلوم را چنين توصيف مى كند: من با سپاه عمر سعد ايستاده بودم و حسين جان مى داد .یاحسين یاحسين

سوگند به خدا، كه من در تمام عمرم هيچ كشته اى را نديدم كه تمام پيكرش به خون آلوده باشد و چون حسين صورتش نيكو و چهره اش نورانى باشد! به خدا قسم، درخشش نور چهره اش مرا از تفكر در كشته شدنش باز مى داشت! همچنين آخرين لحظه شهادت سيدالشهدا را بدين گونه آورده اند: چون امام (ع) از اسب بر زمين افتاد، اسب آن حضرت با پيشانى خونين، خود را به خيمه ها رسانيد و شيهه مى كشيد .

اهل بيت كه اسب خونين بى سوار را ديدند، دانستند كه چه حادثه عظيمى رخ داده است .
زينب (س) فرياد زد: وا اخاه! وا سيداه! وا اهل بيتاه! اى كاش آسمان بر زمين فرو مى افتاد و كوهها از هم مى پاشيد و بر زمين مى ريخت! و نزد امام آمد و ديد كه برادر در حال جان دادن است و عمر سعد با عده اى ايشان را احاطه كرده اند .
فرياد زد: اى عمر سعد! آيا ابا عبدالله را مى كشند و تو نگاه مى كنى! عمر سعد كه منقلب شده بود و مى گريست، صورت خود را برگرداند .
زينب (س) فرياد زد: آيا در ميان شما يك نفر مسلمان نيست؟ و پاسخى نشنيد .
عمر سعد فرياد زد: پياده شويد و حسين را راحت كنيد! شمر مبادرت به اين كار كرد و با پايش به آن حضرت ضربه زد و روى سينه امام نشست و محاسن شريفش را گرفت و سرش را از پيكر جدا ساخت . یاحسين یاحسين یاحسين

پس از شهادت، بدن امام را برهنه كردند و از آن لباسهاى كهنه نيز نگذشتند و حتى براى غارت انگشتر حضرت ، انگشتش را قطع نمودند .یاحسين یاحسين یاحسين

به دستور سركردگان سپاه، خيمه ها را غارت كردند و آنها را آتش زدند .
زنان و دختران، سراسيمه و هراسان و شيون كنان از خيمه ها بيرون مى دويدند، هر يك به سويى مى گريخت .
چون به خيمه امام زين العابدين (ع) كه با حالت بيمارى در بستر افتاده بودند، رسيدند، همراهان شمر گفتند: آيا اين مرد را هم بكشيم؟ حميدبن مسلم گفت: او مريض است و همين بيمارى او را از پاى در خواهد آورد؛ لازم نيست او را بكشيد! و جمعيت را از اين تصميم منصرف كرد .
زينب (س) بر بالين برادر ايستاد و عرض كرد: يا محمداه! اى جد بزرگوار كه فرشتگان بر تو درود مى فرستادند! اين حسين توست كه در خون خويش غلتيده است و اعضاى بدنش از يكديگر جدا شده و اينها دختران تو هستند كه اسير شده- اند! از اين ستمها به خداوند و به محمد مصطفى و على مرتضى و به فاطمه زهرا (عليهم السلام) و به حمزه سيدالشهدا شكايت مى كنم! يا محمداه! اين حسين تو است كه در زمين كربلا برهنه و عريان افتاده و باد صبا خاكها را بر او مى پاشد! اين حسين تو است كه از ستم زنازادگان كشته شده! چه اندوه بزرگى و چه مصيبت جانكاهى! امروز روزى است كه جدم رسول خدا (ص) از دنيا رفت! اى اصحاب محمد! اينها فرزندان پيامبر شما هستند كه آنان را به اسيرى مى برند! عمر سعد فرياد زد: كيست كه بر بدن حسين اسب بتازد؟ ده نفر داوطلب اين كار شدند (كه نام آنها در كتب تاريخى مضبوط است) .
آنان بدن مقدس امام را پايمال سم اسبها كردند و استخوانهايش را شكستند .
عصر روز عاشورا، به دستور عمر سعد، سر مقدس امام حسين (ع) توسط خولى بن يزيد و حميد بن مسلم ازدى نزد عبيدالله بن زياد به كوفه فرستاده شد .
سرهاى بقيه شهيدان را نيز از بدنها جدا كردند و توسط شمر بن ذى الجوشن به كوفه فرستادند.

خدایا ما را حسینی بمیران

اللهم عجل لولیک

]]>
https://mahdi.etudfrance.com/archives/167/feed 20
صبر زهرا و علی علیهما السلام https://mahdi.etudfrance.com/archives/37 https://mahdi.etudfrance.com/archives/37#comments Sat, 16 Aug 2008 07:59:39 +0000 http://www.mahdi.etudfrance.ir/?p=120

چه كردى ابوبكر؟ – هيچ فدك از آن فاطمه بود، گرفته بودم شاهد آورد، پس دادم.
عمر نوشته را از شما گرفت، بر آن آب دهان انداخت و آن را پاره كرد. بند دل ما را. كاش من درون سينه تان بودم و به جاى آن جگر نازنينتان مى سوختم. كاش شما دختر پيامبر نمى بوديد، كاش فاطمه نمى بوديد، كاش اينقدر خوب نمى بوديد، كاش اينقدر عزيز نمى بوديد كه دل ما اينقدر آتش نمى گرفت.
اشك در چشمان شما نشست ولى سكوت كرديد. هيهات از اين سكوت و صبورى!
اميرمومنان على، آهى از سردرد كشيد و گفت:
– چرا چنين مى كنيد؟ گفته شد:
– شهود كم اند، بايد بيشتر شاهد بياوريد.
امام على رو به ابوبكر كرد و فرمود:
– اگر مالى در دست كسى باشد و من ادعا كنم كه آن مال از من است، تو از كداميك شاهد طلب مى كنى؟ از آن كه مال در دست است و ذواليد است يا من كه ادعا مى كنم.
ابوبكر گفت: حكم اسلام اين است كه بايد از مدعى، شاهد طلب
كرد نه از آنكه مال در دست اوست.
على فرمود:
– پس چرا از فاطمه شاهد مى خواهى در حاليكه فدك در تملك و تصرف او بوده است.
ابوبكر در مقابل اين برهان روشن از پاى درآمد و سكوت كرد ولى عمر با جسارت جواب داد:
– على! رها كن اين حرف ها را، فدك را پس نمى دهيم.
على، كوه استوار حلم فرمود:
– اِنّا للَّهِ وَ اِنّا اِلَيْهِ راجِعُون… وَسَيعْلَمُ الَّذين ظَلَمُوا اَىَّ مُنْقَلَبٍ يَنْقَلِبُون.
به يقين آنها هم مى دانستند كه على براى حفظ اصل اسلام، مامور به سكوت است و گرنه هيچگاه تا بدين پايه جرات جسارت نداشتند.
(سید مهدی شجاعی)

مجموعه ای بسیار زیبا و استثنایی از سرودها و مدیحه های فاطمی رو برای دانلود آماده کردم، حتما دانلود کنید.به انتخاب خودم امتياز بندي بين ۲ تا ۴ گذاشتم. توصيه ام اينه اونهايي كه امتياز ۴ دارند رو حتما دانلود كنيد.

صفحه دانلود نواهای فاطمی

دانلود نمایشنامه مدینه چه شد(چگونگی حمله به خانه وحی)بسیار زیبا(انحصاری سایت)

دانلود مداحی بسیار زیبای عشق یعنی-تصویری،صوتی، زنده از یوتیوب(انحصاری سایت)

مداحی بسیار زیبای عشق یعنی – نسخه ی کامل تر (صوتی)

دانلود کلیپی بسیار زیبا در باب شهادت حضرت زهرا س – آیت ا.. وحید، یوتیوب، صوتی (انحصاری سایت) جدید

ترانه ای بسیار محزون و زیبا در فراق حضرت زهرا علیها السلام صوتی

مجموعه گلچین یا زهرا صوتی

نوحه بسیار زیبای الا بذکر الله تطمئن القلوب – کریمی- صوتی

مجموعه گلچین بسیار زیبا با نام زهرا و علی (انحصاری سایت) صوتی

مرو مادر بسیار زیبا صوتی

انسیه، بسیار زیبا صوتی

چند سروده بسیار زیبا در فراق حضرت زهرا ع از این مجموعه :

مادرم ، آهسته آهسته ، فاتح خیبر ، بانوی بی مزار ، مرو یار مرتضی ، سوگوار مدینه

مادر مادر ، تا ابد اندوه ، شیعه ی فاطمه ، خاتون بهشت ، صبر فاطمه

جدید:

سر به گریبان ،  داغ گران ،  یار علی ،  دخترک تو

تربت پنهان ،  یا فاطمه ،  غریبانه ، روحی فدا  تمامی 8 نوای جدید در یک فایل فشرده (لینک مستقیم)

یا فاطمه نوحه ی عربی فارسی (جدید) بسیار زیبا

 

]]>
https://mahdi.etudfrance.com/archives/37/feed 4
یا سیدة النساء العالمین https://mahdi.etudfrance.com/archives/36 https://mahdi.etudfrance.com/archives/36#comments Sat, 16 Aug 2008 07:58:28 +0000 http://www.mahdi.etudfrance.ir/?p=118

zahra

یکی از دوستان به من گفت که شب عاشورا همین امسال حضرت مهدی ( عجل الله تعالی فرجه ) را در خواب دیده که حضرت فرموده اند که ظهورشان بسیار نزدیک است بعد از ایشان پرسیده اند که ما برای تعجیل فرج چه کنیم ؟ حضرت فرموده اند : تا جایی که می توانید برای ظهور من دعا کنید و زیارت آل یاسین را به طور مستقیم اشاره نموده اند … و اما ایام شهادت حضرت زهرا سلام الله علیها ….

در كتاب سليم بن قيس هلالى به روايت ابان بن ابى عياش از او، از سلمان و عبدالله بن عباس روايت شده كه گفتند:
هنگامى كه پيامبر اسلام رحلت كرد هنوز جنازه مقدس آن حضرت را به خاك نسپرده بودند كه مردم عهد و پيمان خود را شكستند و مرتد مخالفت را برافراشتند.
اما حضرت على مشغول و كفن و حنوط جسد مبارك پيغمبر عزيز اسلام شد تا اينكه آن جسد مقدس را به خاك سپرد. سپس على عليه السلام طبق وصيت حضرت رسول صلى الله عليه و آله مشغول جمع آورى قرآن مجيد شد.
پس از اين جريان عمر به ابوبكر گفت : مردم عموما غير از على و اهل بيتش با تو بيعت كردند، به دنبال وى بفرست تا بيايد و بيعت كند. ابوبكر پسرعموى عمر را كه نامش قنفذ بود، خواست و به او گفت : نزد على برو، به وى بگو: خليفه پيغمبر تو را خواسته ! چندين مرتبه قنفذ اين ماءموريت را انجام داد ولى حضرت امير نزد آنان نيامد. عمر در حالى كه خشمناك بود برجست و خالد بن وليد و قنفذ را خواست ، به آنان دستور داد تا هيزم و آتش برداشتند و به سوى خانه حضرت روانه شدند. در آن هنگام حضرت زهرا عليهاالسلام پشت در نشسته بود و جسم آن بانو پس از رحلت رسول خدا صلى الله عليه و آله ناتوان شده بود.

عمر به در خانه على كه رسيد دق الباب كرد و فرياد زد: اى پسر ابوطالب ! در را باز كن ! حضرت زهرا فرمود:
ما را با تو چه كار نمى گذارى به عزادارى خويشتن مشغول باشيم ؟! عمر به حضرت فاطمه گفت : در را باز كن ! و الا آتش به جان شما مى زنيم !

فاطمه زهرا در جوابش فرمود: آيا از خداى توانا نمى ترسى كه داخل خانه من مى شوى و به خانه ام حمله و هجوم مى كنى ؟! ولى او حاضر نشد كه برگردد! آتش خواست و در خانه را آتش زد. وقتى در سوخت ، او در را باز كرد! در همين لحظه بود كه حضرت زهرا در مقابل وى قرار گرفت و فرياد زد:
پدرجان ! اى رسول خدا!
او شمشير خود را همان طور كه در غلاف بود، بلند كرد و به پهلوى فاطمه عليهاالسلام زد، وقتى ناله آن بانوى مظلومه بلند شد با تازيانه به نحوى به ساق دست آن حضرت نواخت كه صيحه اى زد و پدر خود رسول خدا را به فرياد طلبيد.

هنگامى كه حضرت امير با اين منظره مواجه شد از جاى برجست و كمربند او را گرفت و او را از جاى كند و بر زمين افكند آنگاه بينى و گردن وى را كوبيد و تصميم گرفت كه او را به قتل رساند! ولى دستور پيامبر صلى الله عليه و آله را به ياد آورد كه به آن حضرت فرموده بود: بايد صبور و شكيبا باشى ، لذا فرمود:
اى پسر صهاك ! سوگند به حق آن خدايى كه حضرت محمد را به مقام نبوت گرامى داشت اگر نه چنين بود كه من به خاطر امر خداوند بايد صبر كنم تو مى ديدى كه نمى توانستى داخل خانه من شوى ! و عمر پيوسته استغاثه مى كرد!


در اين هنگام مردم به ميان خانه على ريختند و بر آن حضرت غلبه يافته ريسمان به گردن مقدسش انداختند!
فاطمه زهرا نزديك در آمد كه حضرت امير را از دست آنان رها كند، ولى قنفذ آن بانوى مظلومه را هدف تازيانه قرار داد! و اثر آن تازيانه نظير يك بازوبند به بازوى آن حضرت بود تا زمانى كه رحلت فرمود.

آنگاه آن بانو را به نحوى به در كوبيد كه دنده و پهلويش شكست و جنين خود را كه در رحم داشت سقط كرد!
پس از آن زهرا عليهاالسلام چنان در بستر بيمارى افتاد كه ديگر برنخاست و به شهادت رسيد.

یا زهرا، اللهم عجل لولیک الفرج خدایا به بازوی شکسته زهرا،امر ظهور حضرت را تعجیل فرما

دانلود نواهای فاطمی

]]>
https://mahdi.etudfrance.com/archives/36/feed 2
شفاعت دوستان فاطمه از دیگران https://mahdi.etudfrance.com/archives/35 https://mahdi.etudfrance.com/archives/35#respond Sat, 16 Aug 2008 07:57:19 +0000 http://www.mahdi.etudfrance.ir/?p=116 fatemeh

عشق یعنی عشق ناب فاطمه …. حیدر در بند پیش فاطمه

عشق یعنی گریه های حیدری….. دختری دنبال نعش مادری

عظمت و مقام حضرت فاطمه در روز قیامت چنان است كه خداوند به خاطر فاطمه به دوستان آن حضرت نیز مقام شفاعت مى‏دهد. امام باقر(ع) به جابر فرمود: جابر! به خدا سوگند، فاطمه(س) با شفاعت‏خود در آن روز شیعیان و دوستانش را از میان اهل محشر جدا مى‏سازد. چنانكه كبوتر دانه خوب را از دانه بد جدا مى‏كند.
هنگامى‏كه شیعیان فاطمه همراه وى به در بهشت مى‏رسند، خداوند در دلشان مى‏افكند كه به پشت‏سر بنگرند. وقتى چنین كنند، ندا مى‏رسد: دوستان من!

اكنون كه شفاعت فاطمه را در حق شما پذیرفتم، نگران چه هستید؟
آنان عرضه مى‏دارند: پروردگارا! ما نیز دوست داریم در چنین روزى مقام و منزلت ما براى دیگران آشكار شود.
ندا مى‏رسد: دوستانم! بر گردید و بنگرید و هر كه به خاطر دوستى فاطمه شما را دوست داشت و نیز هر كه به خاطر محبت فاطمه به شما غذا، لباس یا آب داده و یا غیبتى را از شما دور گردانیده همراه خود وارد بهشت كنید.

دانلود نواهای فاطمی

]]>
https://mahdi.etudfrance.com/archives/35/feed 0
سفارش رسول خدا ص https://mahdi.etudfrance.com/archives/29 Sat, 16 Aug 2008 07:31:30 +0000 http://www.mahdi.etudfrance.ir/?p=89 حضرت زهراعليها السلام فرمودند: پدرم رسول خدا صلى‏الله‏ عليه ‏و آله بر من وارد شد در حالى كه مهياى خواب بودم. حضرت فرمودند: اى فاطمه نخواب مگر بعد از آن كه چهار عمل را به جاى آورى. اول اين كه: ختم قرآن كنى، دوم آن كه: پيامبران را شفيعان خود گردانى ، سوم اين كه ، مؤمنين را از خود خشنود گردانى ، چهارم آن كه: حج و عمره كنى. حضرت اين را فرموده و اقامه نماز كردند ، من صبر كردم تا نماز پدرم تمام شد. سپس پرسيدم يا رسول ‏الله، مرا به چهار چيزى امر فرموديد كه در اين مدت زمان، قدرت انجام آنها را ندارم.

mohamad

پدرم تبسمي كرده ، فرمودند: هرگاه سه مرتبه سوره «اخلاص‏» را بخوانى گويا ختم قرآن كرده ‏اى، و هرگاه صلوات بفرستى بر من و پيامبران پيش از من ، همه ما شفيعان تو خواهيم بود و هرگاه براى مؤمنين استغفار كنى پس تمامى ايشان از تو خشنود مى‏شوند ، و هر گاه بگويى «سبحان‏ الله و الحمدلله و الله‏ اكبر» مثل اين است كه حج و عمره انجام داده باشى.

صفحه دانلود نواهای زیبای محمدی

سروده بسیار زیبای صلوات (عربی)

سرود بسیار زیبایی درباره رسول گرامی اسلام ص با نام ابا الزهرا به مناسبت مبعث آن حضرت

موسیقی زیبای فیلم محمد رسول الله ص

والا پیامبر، فرهاد در مدح سید و آقای عالمیان محمد مصطفی صلی الله علیه و آله و سلم، بسیار زیبا

تواشیح بسیار زیبای صلوات از سامی یوسف تصویری ، صوتی

اسماء الهی پروردگار، اجرای سامی یوسف صوتی، تصویری

]]>
تقدیم به دوستداران وعاشقان حریم قدس ولایت https://mahdi.etudfrance.com/archives/26 https://mahdi.etudfrance.com/archives/26#comments Sat, 16 Aug 2008 05:05:34 +0000 http://www.mahdi.etudfrance.ir/?p=69 روزي پيامبر اكرم به خانه حضرت زهرا آمدند . حضرت علي و حسنين (صلواه الله عليهم اجمعين) هم در خانه حضور داشتند .

پيامبر خطاب به اهل بيت خود فرمودند :

چه ميوه اي از ميوه هاي بهشتي ميل داريد بمن بگوئيد تا به جبرائيل بگويم از بهشت برايتان بياورد.

امام حسين كه در آن روزگار در سنين كودكي بودند از بقية اهل خانواده سبقت گرفتند. رفتند در دامن رسول خدا نشستند و عرضه داشتند :

پدر جان به جبرائيل بگوئيد از خرماهاي بهشتي براي ما بياورد .

و حضرت رسول اكرم هم به خواستة حسين خود جامه عمل پوشانيدند و به جبرئيل دستور دادند يك طبق از خرماهاي بهشتي براي اهل بيت بياورد.

مدتي نگذشت كه جبرائيل يك طبق خرماي بهشتي را آورده و در حجرة حضرت زهرا (س) گذاشت.

پيامبر خطاب به دختر خود فرمودند : فاطمه جان يك طبق خرماي بهشتي در حجره تو نهاده شده است ، آنرا نزد من بياور .

حضرت زهرا آن طبق را آوردند و نزد پدر گذاشتند. پيامبر خرماي اول از درون ظرف برداشتند و در دهان سرور جوانان اهل بهشت امام حسين نهادند و فرمودند « حسين جان نوش جانت ، گواراي وجودت » سپس خرماي دوم را از درون ظرف برداشتند و در دهان ديگر سرور جوانان اهل بهشت امام حسن نهادند و باز فرمودند «حسن جان نوش جانت ، گواراي وجودت ». خرماي سوم را در دهان جگر گوشة خود حضرت زهرا نهادند و همان جمله را هم خطاب به حضرت زهرا بيان كردند. خرماي چهارم را هم در دهان حضرت علي نهادند و فرمودند « علي جان نوش جانت‌، گواراي وجودت » خرماي پنجم را از درون ظرف برداشتند و باز دوباره در دهان حضرت علي نهادند و همان جمله را تكرار نمودند .

خرماي ششم را برداشتند، ايستادند و در دهان حضرت علي گذاشتند و باز همان جمله را تكرار كردند.

در اين هنگام حضرت زهرا فرمودند : پدر جان بهر كدام از ما يك خرما داديد اما به علي سه خرما و در مرتبه سوم هم ايستاديد و خرما در دهان علي گذاشتيد . چرا بين ما اينگونه رفتار كرديد ؟

رسول اكرم خطاب به دختر خود فرمودند :

فاطمه جان وقتي خرما در دهان حسين نهادم ، ديدم و شنيدم كه جبرائيل و مكائيل از روي عرش ندا بر آورده اند كه : «حسين جان نوش جانت ، گواراي وجودت » من هم به تبع آنها اين جمله را تكرار كردم وقتي خرما در دهان حسن نهادم باز جبرائيل و مكائيل همان جمله را تكرار كردند و من هم به تبع آنها آن جمله را گفتم كه « حسن جان نوش جانت ».

فاطمه جان وقتي خرما در دهان تو نهادم ديدم حوري هاي بهشتي سر از غرفه ها در آورده اند . و مي گويند « فاطمه جان نوش جانت ، گواراي وجودت » من هم به پيروي از آنها اين جمله را تكرار كردم .

اما وقتي خرما در دهان علي نهادم شنيدم كه خداوند از روي عرش صدا مي زند « علي جان نوش جانت ، گواراي وجودت » . به اشتياق شنيدن صوت حق خرماي دوم در دهان علي نهادم باز هم خداوند از روي عرش ندا زد كه «هنيأ مرئياً لك يا علي » نوش جانت ، گواراي وجودت علي جان .

به احترام صوت حق از جا برخاستم و خرماي سوم در دهان علي نهادم ، شنيدم كه باز خداوند همان جمله را تكرار كرد و سپس به من فرمود :

« يا رسول الله بعزت و جلالم قسم اگر تا صبح قيامت خرما در دهان علي بگذاري من خدا هم مي گويم علي جانم نوش جانت ، گواراي وجودت».

((جلاالعيون علامة مجلسي)) – عكس از ياسين مديا

دانلود نوای بسیار زیبای یتیمان علی

]]>
https://mahdi.etudfrance.com/archives/26/feed 8