امام زمان عج درکنار ایرانیان(تشرّف آيت‌الله نمازي خدمت مولا)

اصغرآقا در نظر داشت که از صف ماشین‌ها جدا شده، پس از پیمودن مسافتی دوباره به کاروان ملحق شود و در جلوی کاروان قرار گیرد اما او نادانسته ماشین را منحرف کرد و از کاروان جدا شد. من به خاطر سفرهای متمادی می‌دانستم که بیابان‌های عربستان بی‌سروته و بی انتهاست. لذا او را خیلی نصیحت کرده و اصرار نمودم که از قافله جدا نشود و طبق ترتیب کاروان حرکت کند اما او گوش نکرد. حاجیان دیگر هم سکوت کردند و با من همراهی نکردند.

اشاره

آیت‌الله شیخ اسماعیل نمازی شاهرودی از سلسلة سعادتمندان و زمرة نیکبختانی است که در سفر بیت‌الله پس از حادثه‌ای هولناک به همراه جمعی از حاجیان و زائران خانة خدا، موفق به دیدار جمال دلربای حضرت بقیةالله ـ ارواحنا فداه ـ می‌شود.
حادثه از آن جا آغاز می‌شود که با اشتباه و غرور و حرف نشنوی یکی از رانندگان به نام «اصغرآقا» اتوبوس حامل حجّاج در برهوت و بیابان‌های عربستان راه را گم می‌کند و پس از پیمودن مسافتی طولانی راه به جایی نمی‌برند. در این هنگام آب آشامیدنی و بنزین نیز به پایان رسیده و سرانجام حاجیان ناامیدانه دل بر مرگ می‌نهند. به درخواست آیت‌الله نمازی، توسلی به آستان فریادرس بیچارگان، امام زمان(ع) جسته می‌شود و این توسل و توجّه کارساز می‌افتد و عنایت امام عصر(ع) از آنان دستگیری می‌نماید و حاجیان نیم‌روز با حضرت بقیّةالله(ع) همسفر می‌شوند..

آیت‌الله نمازی، انگیزه خود از نقل این تشرّف را شادی دل مؤمنان مشتاق به دیدار امام عصر(ع) بیان داشته و می‌فرماید: «این تشرّف را برای تذّکر و عمل به آیة «وذکّر فانّ الذکری تنفع المؤمنین» نقل می‌کنم و امیدوارم که این تذکّر، موثر واقع شود و قلوب مؤمنان با استماع این حکایت، از محبّت به حضرت بقیةالله سرشار گردد. این حقیر ناقابل مورد مرحمت حضرت حق ـ جلّ و علا ـ واقع شدم و خداوند سعادت تشرّف به محضر حضرت مهدی(ع) را نصیبم کرد و حدود نصف روز در خدمت آن حضرت بودیم و پس از این که غایب شدند، دانستیم که ایشان، حضرت بقیةالله ـ ارواحنا فداه ـ بوده‌اند»1 لازم به یادآوری است که جناب نمازی شاهرودی تشرّفات دیگری هم به محضر امام زمان(ع) داشته‌اند که طالبان می‌توانند به کتاب مجالس حضرت مهدی مراجعه نمایند.
دامن این مقدمه را بر می‌چینیم و خوشتر آن است که سرّ دلبران را از زبان خود ایشان نه دیگران بشنویم. این شما و این سوغات سفر، و ارمغان راه.
دیـدار یار غائب دانی چه ذوق دارد
ابری که در بیابان بر تشنه‌ای ببارد

در سال 1336 هجری از تهران به همراه جمعی از برادران ایمانی به مکّه معظّمه مشرّف شدیم. امیرالحاج و سرپرست ما «صدر الاشراف» بود. در آن زمان چیزی حدود 250 تومان تا 300 تومان می‌گرفتند و با ماشین‌هایی قرار‌داد می‌بستند که ما را به مکّه رسانده و از آن جا به عراق بازگردانند.
من برای چهاردهمین مرتبه بود که به بیت‌الله الحرام مشرّف می‌شدم و به عنوان روحانی کاروان خدمت می‌کردم. آن سال در راه بازگشت به عراق به خاطر مسائلی، عربستان قوانینی برای ماشین‌های حجّاج وضع کرده بود و آن این که ماشین‌های زائران خانة خدا باید در یک کاروان صدتایی و همراه هم حرکت کنند. هر کاروان یک سرپرست داشت و یک ماشین هم، لوازم یدکی و ملزومات دیگر را همراه کاروان حمل می‌کرد. ضمناً دو ماشین پلیس، یکی در جلو و دیگری در عقب کاروان وظیفة حفاظت از قافله را بر عهده داشت ماشین ما دو راننده به نام‌های محمود آقا و اصغرآقا داشت که هر دو بچّة تهران بودند.
هنگامی که کاروان به راه افتاد اصغرآقا رانندگی می‌کرد. از قضا ماشینِ ما در آخر صف، پشت سر همة ماشین‌ها قرار گرفت و این موضوع اصغرآقا را خیلی ناراحت کرد و شروع کرد به غُرو لُند کردن و این که در حرکت از تهران ماشین آخری بودیم، در برگشتن هم آخری شدیم و باید تا آخر مسیر خاک بخوریم. من باید از صفِ ماشین‌ها خارج می‌شوم و می‌روم در جلوی ماشین‌های دیگر قرار می‌گیرم.

گم شدن در بیابان

اصغرآقا در نظر داشت که از صف ماشین‌ها جدا شده، پس از پیمودن مسافتی دوباره به کاروان ملحق شود و در جلوی کاروان قرار گیرد اما او نادانسته ماشین را منحرف کرد و از کاروان جدا شد. من به خاطر سفرهای متمادی می‌دانستم که بیابان‌های عربستان بی‌سروته و بی انتهاست. لذا او را خیلی نصیحت کرده و اصرار نمودم که از قافله جدا نشود و طبق ترتیب کاروان حرکت کند اما او گوش نکرد. حاجیان دیگر هم سکوت کردند و با من همراهی نکردند.
اصغرآقا تصمیم خود را گرفت و گفت: به اندازة کافی آب و بنزین داریم و می‌توانیم از یک راه فرعی خود را به جلوی کاروان برسانیم. او از کاروان جدا شد و در بیابان به راه افتاد و پس از طیّ مسافتی طولانی راه را گم کرد و نتوانست خود را به کاروان برساند. کم‌کم شب هم فرا رسید. ما با داد و فریاد از او خواستیم که ماشین را متوقف کند تا نماز بخوانیم. وقتی از ماشین پیاده شدم؛ به آسمان نگاه کردم و دیدم که فاصلة ما با هفت برادران (هفت اورنگ) زیاد شده، فهمیدم که راه زیادی را به اشتباه آمده‌ایم به همین خاطر به راننده گفتم: «امشب را همین‌جا بیتوته می‌کنیم و فردا صبح از همان راهی که آمده‌ایم، باز می‌گردیم».
فردا صبح سوار شدیم تا از همان راه دیروزی برگردیم اما از آن جا که صحراهای حجاز دارای شن‌های نرم است و باد آن‌ها را پیوسته حرکت می‌دهد، نتوانستیم راهِ بازگشت را پیدا کنیم. هیچ اثری از راه دیشب بر سینة صحرا نبود از آن طرف، ماشین هم مرتّب در شن‌ها فرو می‌رفت، جهت‌های متعددّی را چند فرسخ، چند فرسخ پیمودیم و سرانجام ره به جایی نبردیم و دوباره شب فرا رسید.
فردا صبح روز سوم، آب و بنزین هم تمام شد.

ابرهای ناامیدی

همه وحشت‌زده و ناامید شده بودیم. من به عنوان روحانی کاروان و کسی که سفرهای زیادی به خانة خدا آمده بودم گفتم: «این اصغرآقا بود که ما را به اینجا کشانید و گناه بزرگی را انجام داد. اما چاره‌ای هم نیست، بیاید همگی به امام زمان(ع) متوسّل شویم. اگر آن بزرگوار ما را از این بیابان هلاکت نجات بخشید، زهی سعادت و خوشبختی، اما اگر به فریاد ما نرسد همگی در این بیابان مُرده، طعمة حیوانات خواهیم شد. بیایید قبل از آن که بی حال شده و دست و پایمان بی‌رمق بیفتد، هر کس برای خود گودالی حفر کند و در آن گودال برود که اگر مرگ به سراغ ما آمد، در آن گودال‌ها جان بدهیم و حداقل بدن ما طعمة حیوانات نشود و با گذشت زمان، باد وزیده و شن‌ها را روی ما بریزد و در زیر شن‌ها مدفون شویم.
همه مشغول شدند و هر یک برای خود قبری کند و در این حال به حاجیان گفتم: جلوی قبر خود بنشینند تا به چهارده معصوم(ع) توسّلی بجوییم و خودم شروع به خواندن دعای توسّل کردم. ابتدا به رسول خدا(ص)، بعد به حضرت زهرا(س) و سپس به سایر امامان(ع)، وقتی به امام عصر(ع) رسیدم، روضه‌ای خواندم و گریة زیادی کردیم. در این حال الهام شدم که همه با هم «آقا» را با این ذکر بخوانیم: « یا فارس الحجاز أدرکنا، یا اباصالح المهدی ادرکنا، یا صاحب‌الزمان ادرکنا» همه با حال ناامیدی و گریه و زاری این ذکر شریف را تکرار می‌کردیم و آقا را صدا می‌زدیم.
به حاجیان گفتم: « با خدا قرار بگذارید که اگر نجات یافتیم همة اموالی که به همراه داریم در راه خدا انفاق کنیم، با خدا عهد ببندیم که اگر نیازمندی به ما مراجعه کرد در حقّ او کوتاهی نکنیم و بقیة عمرمان را در برآوردن نیازهای مردم کوشا و ساعی باشیم».

اضطرار و انقطاع کامل

بعد از توسّل و توجّه، هر کسی مشغول راز و نیاز با خدای خود شده، من هم از جمع، جدا شدم و پشتِ تپة کوچکی رفتم و با خدای خود سخنانی گفتم که بماند. به امام زمان عرضه داشتم: «آقا جان اگر الان به فریاد ما نرسی، پس کی و کجا به فریادمان خواهی رسید». گریه و توسل عجیبی داشتم که قابل توصیف نیست. در مدّت عمرم چنین حالت شیرینی چه قبل و چه بعد از آن حادثه، دیگر در من پیدا نشد.

باران رحمت

در حال توسّل و تضرّع بودم که ناگهان آقایی در شکل و شمایل یک مرد عرب، به همراه هفت شتر که بارهایی بر آنان بود، در برابرم ظاهر شد. با آن‌که بیابان صاف و همواری در مقابل من بود و همه چیز از مسافت دور قابل رؤیت و دیدن بود، اما من آمدن او را ندیدم و متوجّه نشدم. خیال کردم از عرب‌های حجاز است و احیاناً شتربانی است که همراه شترهایش به مسافرت می‌رود و یا شاید رهگذری است که تصادفاً از این بیابان عبور می‌کرده است. با دیدن او به حدّی خوشحال شدم که از شادی در پوست خود نمی‌گنجیدم. با دیدن او خود را در جَریه که مرز میان عربستان و عراق بود می‌دیدم. با خود گفتم: این آقا حتماً راه رسیدن به «جریه» را می‌داند و ما را راهنمایی خواهد کرد.
در حال بشاشت و شادمانی بودم که دیدم آن آقا به طرف من آمد، من هم از جا برخاستم و با خوشحالی به طرف او رفتم و به او سلام کردم. در پاسخ فرمود: «علیکم السلام و رحمةالله و برکاته». به هم که رسیدیم روبوسی کرده، من صورت او را بوسیدم. شمایل او در اوج زیبایی و جذّابیّت بود، و چشم و ابرو و صورت بسیار زیبا و نورانی داشتند. پس از سلام و روبوسی به زبان عربی فرمودند: «ضیّعتم الطریق؛ راه را گم کرده‌اید؟»
گفتم: بله.
فرمودند: من آمده‌ام که راه را به شما نشان دهم.
عرض کردم: خیلی ممنون.
بعد فرمودند: از این راه مستقیم بروید و از میان آن دو کوه بگذرید، به دو کوه دیگر می‌رسید، از میان آن‌ها هم بگذرید، جادّه برای شما نمایان می‌شود بعد طرف چپ را بگیرید تا به جریه برسید.
آقا پس از نشان دادن راه فرمودند: « النذور الّذی نذرتم لیس بصحیح؛ نذرهایی که کرده‌اید، صحیح نیست».
عرض کردم: چرا، آقای من؟
فرمودند: «نذر شما مرجوح است، اگر همة دارایی خود را در راه خدا انفاق کنید چگونه به عراق می‌روید؟ در حالی که شما چهل روز در عراق می‌باشید و به زیارت امام حسین(ع) و امیرمؤمنان(ع) و سایر امامان(ع) مشرّف می‌شوید، اگر آن چه راه همراه دارید، در راه خدا انفاق کنید، در مسیر، بدون خرجی می‌مانید و مجبور به تکدّی و گدایی می‌شوید و تکدّی هم حرام است. آن‌چه را از مال و دارایی به همراه دارید، الان قیمت کرده و بنویسید و وقتی به وطن خودتان رسیدید به اندازة آن در راه خدا انفاق کنید، اکنون عمل به نذرتان مرجوح است.»
سپس فرمود: «رفقایت را صدا کن و فوراً سوار شوید، الان که به راه بیفتید اوّل مغرب در جریه هستید.»
دوستان ما هنوز در حال گریه و انابه و توسّل و تضرّع بودند و ما را نمی‌دیدند، اما ما آنان را می‌دیدیم. وقتی آن‌ها را صدا کردم، با دیدن ما یک‌باره از جا برخاستیم و با خوشحالی به طرف ما آمدند. یکی یکی سلام کرده، دست آقا را بوسیدند. آن‌گاه حضرت فرمودند: «سوار شوید و از همین راه بروید».
به دوستان گفتم: «آقا راه را به من نشان دادند، سوار شوید تا برویم».
یکی از حاجیان به نام «حاج محمّد شاه حسینی» به من گفت: «حاج آقا! اگر راه بیفتیم ممکن است ماشین دوباره در شن‌ها فرو رود یا این که مجدّداً راه را گم کنیم. بیایید پول‌های نذر شده را همین الان به این مرد عرب به مقداری که می‌خواهد بدهیم، تا زحمت کشیده تا رسیدن به مقصد ما را همراهی کند».
آقا وقتی سخن حاجی مذکور را شنیدند، فرمودند: «[شیخ اسماعیل] جلوی من به همة آن‌ها بگو که نذر آن‌ها صحیح نیست». من هم به حاج محمّد و سایر حجّاج گفتم: «آقا می‌فرمایند نذر شما مرجوح است و صحیح نمی‌باشد، اگر همة دارایی و اموال‌تان را الان در راه خدا بدهید با کدام پول می‌خواهید به عراق بروید و از آن‌جا به ایران برگردید؟ در عراق مجبور به تکدّی و گدایی می‌شوید و گدایی هم حرام است».
آن آقا همچنین فرمودند: «من می‌دانم پولی که همراه دارید برای شما در سفر کافی است وگرنه خودم به شما پول می‌دادم».
ما دیدیدم نمی‌توانیم آقا را با پرداخت پول با خود همراه کنیم، یک‌باره به قلبم الهام شد که آقا اهل حجاز هستند و اهل حجاز در سوگند به قرآن و احترام به آن خیلی عقیده‌مند می‌باشند به همین خاطر قرآن کوچکی که در جیب بغلم بود بیرون آورده و ایشان را به قرآن سوگند دادم.
آقا فرمودند: «چرا به قرآن قسم می‌خوری؟ به قرآن قسم نخور! باشد حالا که مرا به قرآن قسم دادی می‌آیم».
سپس فرمودند: «علی اصغر مقصّر است (که باعث گم شدن شما شد)، اکنون محمود رانندگی کند من هم وسط (صندلی کنار راننده) می‌نشینم و شما (شیخ اسماعیل) هم کنار من بنشین به رفقا هم بگو زودتر سوار شوند.»
به محمودآقا گفتم: تورانندگی کن. آقا شترهایشان را همان جا خوابانیدند و خودشان کنار راننده نشستند و من هم کنار ایشان نشستم.

حرکت

حاج محمود پشت فرمان نشست آقا به من فرمودند: «بگو ماشین را روشن کند». در این حال هیچ یک از مسافران و راننده‌‌ها به نداشتن بنزین و آب توجّهی نداشتند. حاج محمود استارت زد، ماشین روشن شد و به راه افتاد. در این لحظه دیدم آقا، انگشت سبابه‌اشان را حرکت دادند امّا من از رمز و راز آن آگاه نبودم.
ماشین بدون این‌که در شن‌ها فرو رود، به سرعت راه خود را می‌پیمود. وقتی از میان آن دو کوه گذشتیم همان‌طور که آقا فرموده بودند دو کوه دیگر ظاهر شد. آقا فرمودند: «بگو از میان این دو کوه حرکت کند». من به حاج محمود آقا گفتم: از وسط دو کوه حرکت کن.
آقا با این که اصلاً فارسی سخن نگفتند و تنها با من به عربی صحبت می‌کردند اما نام من و سایر زوّار و حجّاج و راننده‌ها را می‌دانستند و همه را به اسم، نام می‌بردند و سخنان فارسی ما را متوجّه شده، پاسخ می‌گفتند.
وقتی به وسط دو کوه رسیدیم، حضرت به آسمان نگاهی کرده، فرمودند: «الآن اوّل ظهر است. به راننده بگو بایستد. همه پایین بیایید و نماز خود را بخوانید. من هم نماز خود را بخوانم، بعد از نماز رفقا بعد از نماز سوار شده و ناهار را هم در ماشین بخورند تا اول مغرب ان‌شاءالله به جریه برسیم».
من سخنان آقا را به حاج محمود گفتم، ایشان هم ماشین را نگه داشت. وقتی دوستان پیاده شدند آقا فرمودند: «آب که ندارید؟» عرض کردم: خیر، آبی نداریم. حضرت در این هنگام درختچة خاری را که به ضخامت یک عصا بود به من نشان دادند و فرمودند: «آن درخت را که می‌بینی، کنار آن چاهی است. بروید، آب بنوشید، وضو بگیرید و نماز بخوانید، مشک‌ها را هم پُر کرده، ماشین‌تان را هم آب کنید. من همین‌جا نماز می‌خوانم، من وضو دارم.»
وقتی به آن درختچه رسیدیم، چاهی دیدیم که آبی زلال و گوارا داشت و حدود یک وجب یا کمی بیشتر از سطح زمین پایین‌تر بود. به راحتی دستمان به آب می‌رسید و می‌توانستیم از آن آب نوشیده و وضو بگیریم.
خلاصه بعد از انجام کارها و خواندن نماز، آقا هم که نمازشان به پایان رسیده بود، تشریف آوردند و فرمودند: «همه ناهارشان را داخل ماشین بخورند» بعد از این که ماشین به راه افتاد، من مقداری آجیل و خوراکی برداشته، به حضرت تعارف کردم اما ایشان چیزی برنداشتند و فرمودند: «نمی‌خواهم». مقداری نان که خودم در «شاهرود» از گندم خوب و تمیز درست کرده بودم، به ایشان تعارف کردم که حضرت مقداری برداشتند اما ندیدم که بخورند.
آن‌گاه حضرت از بعضی از شهرهای ایران مانند همدان، کرمانشاه، مشهد تعریف کردند و از بعضی از علما مانند «ملاّ علی همدانی» تمجید نمودند. و دربارة حضرت «آیت‌الله وحید خراسانی» ـ حفظه الله ـ که در آن زمان به شیخ حسین خراسانی معروف بودند، توجهی نموده، فرمودند: «برکات و عنایات ما به ایشان می‌رسد». آن‌گاه مقداری هم به من امیدواری داده، فرمودند: «شما ان‌شاءالله وضعتان خوب است و خوب خواهد شد». و درباره ناراحتی‌هایی که داشتم، دلداری دادند، بحمدالله، آن گرفتاری‌ها برطرف شد.
در طیّ مسیر دربارة بعضی از علما، صحبت‌هایی به میان آمد ـ آقا از بعضی از مراجع مثل «آیت‌الله سیّد ابوالحسن اصفهانی» و دیگر آقایان تعریف و تمجید کردند.

ایران از برکات اهل بیت برخوردار است
حضرت در پاسخ بعضی از مسائلی که خدمتشان عرض می‌کردم، می‌فرمودند: «همة این‌ها از برکات ما اهل بیت است». در این حین عرضه داشتم: «در جاده‌های ایران، چند فرسخ به چند فرسخ، قهوه‌خانه، آب، روشنایی و میوه است. اما این‌جا هیچ چیز نیست».
حضرت فرمودند: «در همه جای ایران، نعمت وافر و فراوان است و همة آن‌ها از برکات ما اهل بیت است» و من غافل از همه جا و همه چیز، اصلاً متوجّه مقصود آن حضرت نبودم. ماشین همچنان راه خود را با قدرت می‌پیمود تا این‌که اول مغرب ـ همان ‌طور که آقا فرموده بودند ـ به جریه در مرز میان عراق و عربستان رسیدیم.
در این هنگام آقا فرمودند: «من دیگر می‌روم. از این جا به بعد راه را به تنهایی نروید. امشب را در جریه بمانید، فردا یک قافلة صدتایی از مکّه می‌آید، شما با آن قافله همراه شوید.»
عرض کردم: چشم! امشب همین جا می‌مانیم. شما هم نزد ما بمانید و میهمان ما باشید.
حضرت فرمودند: «شیخ اسماعیل! من کار زیادی دارم، تو مرا به قرآن قسم دادی، من هم اجابت کردم. من باید بروم و شما را به خدا می‌سپارم و دوباره تکرار می‌کنم. آن نذری که کردید، صحیح نیست. شما مراقب باشید که این‌ها دارایی‌شان را به کسی نبخشند همان‌طور که قبلاً گفتم اموالتان را حساب کنید و بنویسید، بعد در وطن خودتان به اندازة آن انفاق کنید».
ما حدود سه ساعت به ظهر مانده همراه آقا سوار ماشین شدیم و تا مغرب خدمت ایشان بودیم. امام عصر(ع) پیوسته مشغول ذکر بودند اما من متوجه نبودم که چه ذکری را می‌گویند. شالی به کمرشان بسته بودند و به هیئت اعراب حجاز شمشیری بزرگ در طرف راست و شمشیر کوچکی در طرف چپ خود آویخته بودند و چیزی مانند یشناق (نوعی سرپوش) که عرب‌ها بر سرشان می‌اندازند، به سر مبارک انداخته بودند اما پیشانی نورانی و ابروهای کمند و چشمان جذّاب‌شان کاملاً دیده می‌شود و خیلی خوش‌اخلاق بودند. در این هنگام من برای انجام کاری از ایشان اجازه خواستم. ایشان چند قدمی همراهی کردند و همین طور که مشغول صحبت بودم دیگر آقا را ندیدم، تازه فهمیدم که چه بر سرمان آمده است.
رفقا را صدا زدم؛ حاج عبدالله! حاج محمد! کور باطن‌ها! از صبح تا حالا حدمت آقا بودیم اما او را نشناختیم با گفتن این سخن و فهمیدن موضوع همه شروع به گریه کردند. صدای گریة حجّاج بلند شد. بر اثر گریه زیاد و سر و صدا، چند تا از شُرطه‌ها و پلیس‌ها با عجله در خیمه‌ای که برپا کرده‌ بودیم آمدند و گفتند: «کی مرده؟» آنان خیال می‌کردند کسی از گروه ما مُرده است و ما برای او گریه و زاری می‌کنیم.
من گفتم: «کسی نمرده، ما راه را گم کرده بودیم، حالا که راه را پیدا کرده‌ایم، گریه می‌کنیم». یکی از آنان گفت: «خدا را شکر کنید که راه را پیدا کردید، این که گریه ندارد». در این حال که ما با شُرطه‌ها مشغول صحبت بودیم، صدای اذان بلند شد و مغرب شده بود. به راننده‌ها گفتم: «اسم شما را از کجا می‌دانست؟ اصغرآقا اسم تو را از کجا می‌دانست که فرمود: «اصغر آقا مقصّر است» اصغرآقا بنا کرد به سر زدن و گریه کردن و گفت: راست گفتید. تقصیر من بود، من سبب گم شدن شما شدم. گفتم: الحمدلله، عاقبتش بخیر شد، تو ما را گم کردی، اما الحمدلله به نعمت ملاقات مولایمان رسیدیم.2

نکته‌های ناب

تشرّف کم نظیر آیت‌الله نمازی شاهرودی در بردارندة لطایف و دقایقی است که به اندازة بضاعت این قلم به برخی از آن برداشت‌‌ها و نکات اشارتی هر چند کوتاه می‌رود و درک و دریافت حقایق پنهان دیگر به خوانندة فهیم و فرزانة موعود واگذار می‌شود. ضمناً برخی از این نکته‌ها در ذیل این تشرف توسط گردآورنده خاطرنشان شده است:
1. احترام قلبی و قالبی فراوانی که انسان‌ها ـ و حتی سایر پدیده‌ها ـ در برابر معصومین(ع) دارند خود از آیات و معجزات است. چنان‌چه در این تشرّف آمده: «وقتی که آن‌ها را صدا کردم با دیدن ما، یک‌باره از جا برخاسته، با خوشحالی به طرف ما آمدند و یکی یکی سلام کردند و دستِ آقا را بوسیدند».
2. معصومین به همة زبان‌ها و لغات آشنایی دارند. در این تشرف با این‌که امام زمان(ع) به زبان عربی با نمازی شاهرودی سخن می‌گوید اما به ضمیر و زبان فارسی حجّاج آشنایی دارد، سخنان آنان را می‌داند و نیّت ایشان را می‌خواند و پاسخ آن‌ها را می‌دهد و ایشان و حتی راننده‌ها را به اسم می‌خواند. در این‌جا مناسب می‌نماید که به دو روایت در این موضوع اشاره شود. در کتاب عیون اخبار الرضا(ع) که مرحوم شیخ صدوق روایات مربوط به امام رضا(ع) را گردآوری کرده، بابی تحت عنوان «باب معرفته بجمیع اللغات» یعنی آگاهی و شناخت امام معصوم به همة زبان‌ها وجود دارد. در آن‌جا آورده شده:
داوود بن قاسم جعفری روایت کرد و گفت: «من با حضرت رضا(ع) هم غذا می‌شدم، آن حضرت گاهی به زبان صقلبی (= اسلاوها) و گاهی به زبان فارسی غلامان خود را می‌خواند و بسا من غلام خود را برای انجام کاری نزد آن حضرت می‌فرستادم ایشان با زبان فارسی تکلّم می‌کرد.» در ادامه از اباصلت هروی آمده است: حضرت رضا، با افراد مختلف با زبان خودشان گفت‌وگو می‌کرد و به خدا قسم فصیح‌ترین مردمان و آگاه‌ترین آنان به هر زبان و لعنتی بود. روزی به حضرتش عرضه داشتم: «ای پس رسول خدا! من در شگفتم از این‌که شما به تمامی لغات این گونه تسلّط دارید». فرمود: «ای پسر صلت! من حجّت خدا بر بندگان اویم و خداوند حجّتی را بر نمی‌انگیزد که زبان آنان را نفهمد و لغاتشان را نداند. آیا این خبر به شما نرسیده که امیرمؤمنان علی(ع) فرمود:
اوتینا فصل الخطاب؛
به ما نیروی داوری و سخن قاطع داده شده است.
آیا این نیرو جز شناخت و معرفت به هر زبانی است؟»3
ختام این اشاره را حدیثی از باب الحجّه اصول کافی قرار می‌دهیم. ابوبصیر می‌گوید، به امام رضا(ع) عرض کردم: جانم به فدایت! امام با چه نشانه‌هایی شناخته می‌شود؟
فرمود: «به چهار خصلت و چهارم آن‌که «یکلّم الناس بکلّ لسان» یعنی با مردم به هر زبانی سخن می‌گوید. در همین هنگام مردی خراسانی بر ایشان
وارد شد مرد خراسانی به زبان عربی با ایشان سخن گفت امّا امام به فارسی پاسخ او را داد. آن‌گاه خراسانی به حضرت عرض کرد: «به خدا سوگند چیزی مانع نشد که با شما خراسانی سخن نگویم مگر آن‌که گمان بردم شما آن را به خوبی نمی‌دانید». حضرت فرمود: «سبحان‌الله! وقتی من نتوانتم پاسخ تو را بدهم، پس فضیلت من بر تو چه خواهد بود؟» آن‌گاه فرمود: «سخن هیچ انسان، پرنده، چهارپا و جانداری از امام پنهان نیست و هر کس در وی این خصلت‌ها نباشد، امام نیست.»4
3. یکی از معجزات امام عصر(ع) که در این تشرّف آشکار شده جوشش چشمه‌ای آب گوارا و زلال در آن بیابان برهوت است. افراد آگاه می‌دانند برای رسیدن به آب در آن منطقه حداقل باید صد تا دویست متر حفّاری شود.
4. در این تشرّف ـ چنان که آمد ـ امام زمان(ع) «جمع میان صلاتین» می‌کنند یعنی نماز ظهر و عصر خود را در اول ظهر خواندند، همین کاری که شیعیان ما در مساجد و خانه‌ها انجام می‌دهند.
5. یکی دیگر از آیاتی که از ایشان در این تشّرف به ظهور رسیده حرکت ماشین حجّاج بدون سوخت و بنزین است؛ مطلبی که در آن حال، حتی راننده‌ها نیز از آن غافل بودند.
6. آن وجود بزرگوار با همة کارها و مأموریت‌هایی که داشتند اما به خاطر سوگند دادن ایشان به قرآن، با زائران و حاجیان همراهی کردند اما از سوگند به قرآن نهی کردند و فرمودند: «به قرآن سوگند نخور! چرا به قرآن قسم می‌خوری؟ من کار زیادی دارم، تو مرا به قرآن قسم دادی و من تو را اجابت کردم. من باید بروم و شما را به خدا می‌سپارم.»
7. حضرت دائم الذکر بودند و پیوسته نام خدا بر زبان‌شان جاری بود.
8. حضرت به آقای نمازی، بشارت رفع گرفتاری‌ها دادند و مشکلات ایشان مرتفع گردید «شما ان‌شاءالله وضعتان خوب است و خوب خواهد شد».
9. امام مهربان ما از سر بزرگواری و محبّت به شیعیان خود می‌فرماید: «من می‌دانم پولی که همراه دارید، برای شما کافی است و به پول بیشتری نیاز ندارید و الاّ من به شما پول می‌دادم».
10. حضرت دربارة نعمت‌های فراوان این سرزمین ولایت‌مدار و دوستدار خاندان پیامبر ـ ایران عزیزـ می‌فرماید: تمامی این نعمت‌ها از ناحیة امامان معصوم(ع) است و افسوس که جای پرداختن به این مطلب در این مقام نیست.
11. حضرت بقیةالله(ع)، چندین مرتبه اشکال شرعیِ نذر حاجیان را یادآور می‌شود و می‌فرماید: « این نذر به این ترتیب صحیح نیست».
12. حاجیان آن فریادرس گرفتاران را با نام «یا فارس الحجاز و یا أباصالح» می‌خوانند که پایان بخش مطلب را ختمی با این نام‌های مبارک قرار داده، مطلب را به پایان می‌بریم:
هر مؤمنی که در بلای سختی گرفتار شده باشد و یا در امور دینی و دنیوی برای او مشکلی پیش آمده باشد، اگر به صحرا رفته و این کلمات را هفتاد مرتبه بگوید. حضرتش او را دریافته و به فریاد او می‌رسد، ان‌شاءالله؛
یا فارسَ الحجاز أدرکنی، یا اباصالح المهدی أدرکنی، یا اباالقاسم أدرکنی و لا تَدَعْنی، فَانّی عاجزٌ ذلیلٌ

عبدالحسین ترکی (شهرکرد)اباصالح المهدی
ماهنامه موعود شماره 75

پی‌نوشت‌ها:
1. باقی اصفهانی، محمدرضا، مجالس حضرت مهدی(ع)، ص 308.
2. همان، صص 324-308اباصالح المهدی.
3. شیخ صدوق، عیون اخبار الرضا(ع)، ج 2، صص 554-553، باب 55.
4. کلینی، اصول کافی، باب الحجّة، ج 1، ص 614، ح اباصالح المهدی747.
5. در این باره ر.ک: مجتهدی سیستانی، سید مرتضی، صحیفة مهدیه.اباصالح المهدی

۵۰ نظر

  1. اینکه شرح حال یکی از فامیل های ماست… از کجا آوردید؟


  2. سلام دوست عزیز
    منبع از ماهنامه تخصصی امام زمان عج می باشد.

  3. السلام علیک یاابن الزهراسلام الله علیه یاابصالح المهدی عجل الله تعالی فرجک وسهل الله مخرجک یا اباصالح دلم را عشق تو کرده هوایی میکنی در آسمان قلب مجنونم خدایی مولا جان به جان مادر پهلو شکسته ات به غربت شیعه قسم دیگه بیا

  4. سلام مهدی جان التماس دعا

  5. سلام
    مطلب بالا بسیار تاثیرگذار بود امیدوارم خداوند به همه ما توفیق زیارت امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف را عنایت کند
    از بابت مدیریت این سایت بسیار خوب و پر محتوا هم ازت تشکر میکنم
    موفق باشی امین جان

  6. سلام . خسته نباشید . من به سهم خودم از شما خیلی تشکر می کنم . امید وارم همه ما هنگام ظهور امام زمان عزیزمون با تمام قدر ت در کنار ایشان باشیم تا بتونیم دل مادرمون زهرا ( س) شاد کنیم . به امید ظهورش ((( عجل لولیک الفرج))). موفق باشید.

    (( یا علی))

  7. راستی : از همه شما که این پیام من میخونید یه خواهشی دارم .
    خواهش میکنم سر نمازتون من دعا کنید یه مشکل بزرگی دارم از خدا و امام زمان بخواین که مشکلم حل کنن.(( التماس دعا ))

  8. ای آقای بی پناهان بیاوغم دل راازنهادمان پاک نماوزورگویان ومستبدان
    راازصحنه گیتی محبفرما
    الهم عجل لولیک الفرج

  9. سلام
    جالب بود .. اما چرا اجازه کپی از مطالب رو نمیدی .. شاید خواستیم . دعایی یا جمله ای رو کپی کنیم

  10. سلام دوست عزیز هیچ مشکلی در کپی کردن مطالب وجود ندارد

  11. سلام همه بندگان خدا به اولياي خدا خاصه حضرت وليعصر عجل الله تعالي فرجه الشريف . در تحليل اين داستان بايد بگويم كه اين گوشه خيلي كوچكي از دستگيري اهل بيت پيامبر از شيعيان مي باشد . و گرنه بركات وجودي آنان در زندگي ما ساري و جاريست. مهدي جان اي اباصالح شما را به پهلوي شكسته مادر اطهرتان قسم مي دهم كه اين دوري و هجران غم افزا را پايان داده و دوباره در آغوش شيعيانتان باز گرديد.والسلام عليكم و رحمة الله و بركاته

  12. یک اشتباه تایپی هست در اول متن به جای گازوئیل نوشتین بنزین

  13. واقعا ممنونم متنتون خیلی حال معنوی داشت
    اجرتون با امام زمان(عج)ان شاا…

  14. سلام علیکم آقا حلال کن یکی از مطلب هات رو کپی کردم راضی باش چون برای اشنایی دانش اموزان مدرسه مون با اهل بیت بود راستی اگه میشه کد آهنگ افضل الاعمال رو روسایت برای وبلاگ های مهدوی بذار

  15. سلام علیکم آقا حلال کن یکی از مطلب هات رو کپی کردم راضی باش چون برای اشنایی دانش اموزان مدرسه مون با اهل بیت بود راستی اگه میشه کد آهنگ افضل الاعمال رو روسایت برای وبلاگ های مهدوی بذار حلال کن

  16. اگر از کپی کردن مطلب راضی نیستی حتما بگو تا مطلب رو از رو وبلاگ بردارم حتما اطلاع بده خودت می دونی که حق الناس گناه بزرگیه.

  17. بسم الله الرحمن الرحیم
    صلی الله علی نبینا محمد وعلی اله وصحبه وسلم
    این قدر منتظر امام زمان باشید تا زیز پاتون علف سبز شه طبق روایات خود عزیزان شیعه هرکس امام زمان خود را نشناسد و نبیند و به میرد به مرگ جاهلیت مرده است پس همه ی اون علما و مراجع تقلید شما و مردم شیعه که مرده اند به مرگ جاهلیت از دنیا رفته اند
    من تعجب می کنم منتظر کسی که اسمش و حتی نشانه هاش هم در قران نیامده هستید و همچنین تعجب می کنم به فرض محال اگه چنین امام وجود داشته باشه چرا براش دعای سلامتی می کنید اون که 1300 ساله خورده و خوابیده و در جای امنی به سر میبره
    اگه این دعاتون اللهم عجل لولیک الفرج این قدر مهمه چرا رسول الله این دعا رو نخوانده و چرا در قرآن نیامده در حالی که در قران اومده که بر پیامبر صلوات بفرستید همچنین در قران اومده که بعد از پیامبران هیچ حجتی وجود نداره و این خود دلیلی بر رد امام زمانه شما ها اون قدر اسم امام زمان رو میارید اسم الله رو نمیارید و کلا خدا رو فراموش کردین
    و در آخر میگم من فقط محبت الله و حضرت محمد صلی الله علیه وسلم را در دل دارم نه امام زمان خیالی

  18. از همون صلوات فرستادنتون معلوم میشود که با آل محمد ع مشکل دارید!
    طرز استنباط و تفسیر شما از حدیث هرکس امام زمان خود را نشناسد و نبیند و بمیرد به مرگ جاهلیت مرده است، نشان میدهد چیزی که در ذهن شما دیکته شده، کاملا با جاهلیت سلفی و وهابی آمیخته شده، مهدی ما خواهد آمد و انتقام ما را از همان صحابه هایی که سنگشان را بر سینه میزنید میگیرد.
    شما نه قرآن که حتی رسول الله ص را نشناختید و به همان نحو حجت ابدی و اعتقادی آن دو عزیز یعنی مولا علی ع را کنار گذاشتید و دنباله روی سه خلیفه ی دنیوی شدید، خلفایی که حتی با وجود جعل هزاران حدیث در بخاری تان هم اعتبارشان خدشه دار است…

    یا مهدی ادرکنی

  19. امام زمان شما اهل تسنن کیه؟همون شکم گنده های وهابیت که فکر و ذگرشون شکم و زیر‌شکمه.همیشه منجی وجود داره،انقدر اطلاعاتت از قرآن کمه که ترجیح میدم از باب عقلانیت باهات صجبت کنم اگر سلفیت اونم ازتون نگرفته باشه،تو با یکی خیلی رفیقی همه دوستاتم میدونن لزومی داره وسط یه بیابونی بیای دست رفیقتو بیاری بالا تاکید به رفاقتتون کنی،بعد همه بیان به رقیق تو تبریک بگن،شما متاسفانه از اول چپه فهمیدی بگرد تحقیق کن بدونه جانب داری از مذهبی،خوب که بگردی و عقلت و کار بندازی میفهمی،کدوم خلیفه های شما به اذن خدا مریض و شفا میدن،من با توسل به الله و واسطه قرار دادن فرزندای پیامبر از مریضی سرطان نجات یافتم،بله خدا خواست و فرزندای پیامبر وسیله اند ولی چرا خلفای شما وسیله نمیشن هان؟کدام شهیداتون بدنشون بعد از سالها سالم و دست نخوردست؟ مگه تو قرآن نگفته شهدا زنده اند و نزد ما روزی دارند؟چرا شهیدای ما تو جنگ با کفر صدام و وهابیت بدناشون مطهره و از قبر بعضی شون بوی عطر یاس به مشام میرسه مال شما هم ایجوره هان؟خلاصه شعر نباف عقلت و به کار بنداز این همه آیت

  20. حماقت سلفی و وهابی در وجودت کاملا پیداست
    حتی نمی تونید از مفتی هاتون دلیل بخواهید
    بدبختی از این بالاتر هم میشه مگه
    کسی نگفت نام امام زمان در قرآن هست
    اما اگر از نشانه هاش دوست داری بدونی که در قرآن هست کمی تحقیق کن
    می دونم که احمق های سلفی و وهابی حق تحقیق ندارن و هر چیزی که بهشون گفته میشه رو بدون فکر کردن تکرار می کنن
    از دکتر عماد و سلمان که بزرگتر نیستی
    ای بیچاره اون ها طرز فکر تو رو داشتن
    اما با تفکر به اشباهشون پی بردن و تازه فهمیدن شیعه چی میگه

    اگر خیلی محبت الله داشته باشید که فکر نکنم حتی بویی از محبت برده باشید چه برسه به الله
    اینکه قران میگه قل لا اسئلکم علیه اجرا الا الموده فی القربی چیه
    قربی پیامبر چه کسانی هستن
    شما ها که به قران هم عمل نکردید
    نه فقط موده و محبت با اهل بیت پیامبر نداشتید بلکه کینه داشتید
    بترس از عاقبتی که قرآن برای امثال شما وعده داده

    ان شاء الله که اصلاح بشید
    وگرنه چیزی جز عذاب دردناک خواهید داشت

  21. اگر محبت رسول الله ر ذره ای داشتید ،تو و ابا و اجداد تو با اهل بیتش این گونه رفتار نمیکردید و خونشون ر مباح نمیدونستید .اهل بیت مظلومانه و غریبانه پس از رحلت رسول الله در میان امتی که مثل تو ادعای محبتش ر داشتن زیستند. تو از نسل عمر و ابوبکری هستی که حرمت خاندان رسول ر نگه نداشتن . چطور میشه حرمت خونه و اهل بیت اون ر از بین برد و ادعای محبت به صاحبخانه ر داشت؟!!!! اسلام ر شما ضعیف کردید. ان شاالله صاحب الزمان ما به زودی ظهور میکنه و به همه جهالت و حماقت و رذالت شما پایان میده.

  22. السلام عليك يا اباصالح المهدي و رحمة‌ الله و بركاته
    اللهم عجل لوليك الفرج
    عجل لوليك الفرج
    عجل لوليك الفرج

  23. لعنت بر سلفیون کور دل تعداد رکعت های نماز به حدی مهمه که اگر نماز سه رکعتی مغرب را چهار رکعت بخوانی نمازت باطل است حالا چون کیفیت نماز در قرآن نیامده بگو چون قرآن نگفته نماز رو به چه شکلی بخونید من هم نماز نمیخونم چون کیفیتش در قرآن نیامده بد بخت قرآن مطالب رو کلی بیان میکنه برای نماز میگه اقامو صلات (نماز را به پا دارید)ودیگه نمیفرماید اون رو چگونه بخوانید ودر مورد ولایت پیامبر و ائمه میفرماید اطیعو الله ورسول و اولوالامر منکم آیا میشود اولوالامر فقط در زمان پیامبر باشد وبرای دیگرمردم آینده اولوالامروجود نداشته باشد اعمال ورفتار پیامبر رو خدا تایید کرده و در مورد او و اهل بیتش میفرماید شما را از هرگونه پلیدی پاک گردانیدیم چون اگر پاک نباشند و خطا بکنند مردم نمیتوانند به آنها اعتماد کنند و میگویند کسی که خود مرتکب خطا وگناه میشود چگونه میتواند مرا نسبت به خطا وگناهم امر ونهی کند پس در اینجا عصمت پیامبر و اولوالامر ثابت میشود زیرا اولولامرعمل وگفتاری غیر از عمل و گفتار پیامبر ندارند اگر غیر از این باشد خدای متعال نمیفرماید که ازشون اطاعت کنید در ضمن تو اگر سنی هستی برو روایت های امام زمان رو در کتابهای خودتان مطالعه بکن که از روایت های شیعی بیشترند اگر وهابی یا سلفی هستی ما شمارا خارج از دین توحید میدانیم وبا شما بحثی نداریم زیرا برای خدا نعوذ بالله جسم قائل میشوید واو را پسری جوان با مو های فر فری بنا به روایات شیطانی ابن تیمیه میپندارید پیامبر (ص) مبعوث نشد که بعد از وفاتش دینی که عمری برایش زحمت کشید و مشقت های بسیاری در راه آن تحمل کرد را به را به امان مردم واگزارد مگر میشود جامعه اسلام بعد پیامبربی رهبر بماند و چه کسی بهتر از آن که پیامبر او را به رهبر بر گزیند زیرا این پیامبراست که نسبت به تایین رهبر برای جامعه مسلمین از همه اولا تر است نه سقیفه بنی سعاده.

  24. سلفی احمق بگو خضر نبی و عیسی (ع) زنده نیستند من هم به امام زمانم کافر میشوم خدا خدایی ست که تو ما را از قطره آبی گندیده خلق نمود به نظر تو اینجور خدایی اگه اراده کنه نمیتونه ولی امر ما روحی و ارواحنا فدا رو بیشتر از عمر طبیعی یک انسان نگه داره
    همو خدایی که عیسی را از بند یهود رهانید و او را به آسمانها بالا برد مهدی (عج) ما را نیز از چنگال طاغوتان زمان خود رهانید و او را تا وقت معینی که فقط خودش میداند به سوی خود بالا برد خدا داستان حضرت عیسی رو برای این بیان میکند تا در آینده اگر اینجور اتفاقی افتاد برای مردم قابل هضم باشد و عده ای بی خرد مانند شما انکار ننمایند وتو با این طرز تفکرت خدایی رو که نمیبینی چه طور میپرستی به اون هم کافر شو یالا دیگه

  25. یامهدی ع جانم فدای منتظرانت

  26. کسایی که امام زمانو رد میکنینو میگین وجود نداره تو همون قران خودمون این همه اشاره شده این اهل سنت فقط میخوان حرف غیر علمی بزنن .فکر کن تحقیق کن بعد صحبت کن نه از روی تعصب الکی بخوای به شیعه ها توهین کنی.

  27. یا رب الحسین بحقِ الحسین إشفِ صدرِ الحسین بظهورِالحجة

  28. ان شاالله صبح ظهورنزدیک است.
    همین مرگ ملک عبدالله ملعون رو امام صادق علیه السلام پیشبینی کرده بودالحمدالله سقط شد کورهستین نمی بینید؟!!! شما ها جاهلین وبامرگ جاهلیت سقط میشین نه ما که بهترین هارو پیشوای خودمون قرار دادیم. تو دشمن خدا هم هستی ولی نمی دونی چون احمقی خدایی که دلیل آفرینش کل این دنیا رو محبت ودوستی اهل بیت می دونه واگه کسی با این اهل بیت دشمنی کنه دشمن خداست.

  29. بنده حقیر خدا را شکر میکنم که ما را پیرو اهلبیت قرار داده بنده در اثر تصادف دچار عارضه درسرم شده بودم مویرگهای مغزم صدمه دیده بود به عنایت مولایم شفا یافتم خدایا اعتراف میکنم که در برابر این لطف بیکران که به من داری جزسربار امام بودن نتوانسته ام نوکریش کنم خدایا ما را به امام زمانمان ببخش

  30. هر مؤمنی که در بلای سختی گرفتار شده باشد و یا در امور دینی و دنیوی برای او مشکلی پیش آمده باشد، اگر به صحرا رفته و این کلمات را هفتاد مرتبه بگوید. حضرتش او را دریافته و به فریاد او می‌رسد، ان‌شاءالله؛
    یا فارسَ الحجاز أدرکنی، یا اباصالح المهدی أدرکنی، یا اباالقاسم أدرکنی و لا تَدَعْنی، فَانّی عاجزٌ ذلیلٌ –

  31. کافر همه را به کیش خود پندارد . ابله خود فروخته شما اسلام و عبادت را در کفر و قتل و غارت می بینید .
    یک عده کافر را کردید ولی خود که با تحریف ایات امثال گندی چون شما را فریب دادن
    شما خود فروخته ای بیش نیستید حاظرید برای این ایمان واهیتون از نوامیستون هم بگذرید پس اگر از دنیای قران و اسلام خبر نداری چرت مرحمت نفرماید به جای این کار بیا قران بخون بدبخت
    به خدا که اگر روزی دستم به امثال شما برسد همانطوری که علی با کافران برخورد می کرد بر خورد میکنم رحمی نخواهم زاشت .

  32. برهمه شماواجب است که سوره محمد را بخوانین وبعد عالم به رای شوید ویا سری به کندوی عسل بزنید وجایگاه خود را بگویید

  33. خطاب به
    اگه مشکل شما سن امام مهدی عج هستش خو قرانو که قبول دارید تو قران عمر حضرت نوح رو گفتن از هزار سال پنجاه سالش کم یعنی پند سالشون بوده حضرت ؟ ۹۵۰سال . خوب حالا خدایی که هزار سال حضرت نوح رو زنده نگه داشته از پس ۱۸۱سال دیگش بر نمیاد ؟! هم وطن من اگه همون قرانی که قبول دارید رو با بصیرت بخونیت همه ی شیعه واستون ثابت میشه به خدا اون کتاب مقدس فقط واسه ماه رمضون و هر شبی یه جزء نیس …. خدا ان شالله همه ی مارو شیعه ی واقعی امام علی ع قرار به .
    اما خطاب به دوستای خوبم که از حق و مظلومیت شیعه دفاع کردیت هیچ کدوم از اهل بیت نگفتن که به مقدسات کس دیگه ای توهین کنید امام خامنه ای هم میگن توهین کردن به مقدسات بقیه باعث میشه اونام به مقدسات ما توهین کنن و تازه از سر لج و لجبازی و تعصب چشمشونو رو حقیقت ببندن . دوستان لطفا طبق حرف قران با مخالفامون با جدال احسن بحث کنیم نه با فحش و توهین . از دوستایی که با سند جواب هم ولایتیمونو دادن نهایت تشکر رو دارم . و من الله توفیق
    هرچند امین بسته ی دنیا نیم اما …… دلبسته ی یاران خراسانی خویشم ..

  34. آغا با عرض معذرت کلی اشتباه تایپی هم داشتم عفو بفرمااااییید

  35. چشم انتظار مهدی Iran (ISLAMIC Republic Of)

    بله درست ما با سنی هایی که فهیم اند برادریم و از گرگ هایی که در لباس شیعه و یا سنی در میان بیزاریم و بدانن که در اتش خشم خدا خواهند سوخت. دور نیست نزدیک است که اقا بیاید باید اماده تر از گذشته باشیم.خواهش می کنم بیاین نمازامون رو اول وقت بخونیم.تسبیحات حضرت زهرا (س)، ودعای فرج رو بعد هر نماز بخونیم. به لطف خدا مژده ظهورش حتما به گو شمان خواهد رسید. صبور باشیم.یا حق

  36. یا لثارات الحسین Iran (ISLAMIC Republic Of)

    اَیْنَ بَقِیَّهُ اللَّهِ الَّتى‏ لا تَخْلوُ مِنَ الْعِتْرَهِ الْهادِیَهِ اَیْنَ هادِمُ اَبْنِیَهِ الشِّرْکِ وَالنِّفاقِ، اَیْنَ مُبیدُ اَهْلِ الْفُسُوقِ وَالْعِصْیانِ‏ وَالطُّغْیانِ، اَیْنَ حاصِدُ فُرُوعِ الْغَىِّ وَالشِّقاقِ، اَیْنَ طامِسُ آثارِ الزَّیْغِ‏ وَالْأَهْوآءِ، اَیْنَ قاطِعُ حَبآئِلِ الْکِذْبِ وَالْأِفْتِرآءِ، اَیْنَ مُبیدُ الْعُتاهِ وَالْمَرَدَهِ،اَیْنَ مُسْتَاْصِلُ اَهْلِ الْعِنادِ وَالتَّضْلیلِ وَالْأِلْحادِ، اَیْنَ مُعِزُّ الْأَوْلِیآءِ وَمُذِلُّ الْأَ عْدآءِ، اَیْنَ جامِعُ الْکَلِمَهِ عَلَى‏ التَّقْوى‏، اَیْنَ صاحِبُ یَوْمِ الْفَتْحِ وَناشِرُ رایَهِ الْهُدى‏، اَیْنَ مُؤَلِّفُ شَمْلِ الصَّلاحِ وَالرِّضا، اَیْنَ الطَّالِبُ بِذُحُولِ‏ الْأَنْبِیآءِ وَاَبْنآءِ الْأَنْبِیآءِ، اَیْنَ الطَّالِبُ بِدَمِ الْمَقْتُولِ بِکَرْبَلآءَ، …
    الیس الصبح بقریب؟؟؟

  37. الله؟
    کاش واقعا آنچه در دل داشتی می گفتی
    فقط شیطان

  38. بسم الله الرحمن الرحیم
    اللهم صل علی محمدوآل محمدوعجل فرجهم
    یه دنیا ممنون بابت اینکه مطلب و توی وبتون گذاشتین
    خیلی حالم و عوض کرد
    یا خدااااااااااا ظهور آقامون و برسون یا خداااااااا ظهور مولامون و برسون
    اللهم صل علی محمدوآل محمدوعجل فرجهم

  39. سلام امام مهربانی امام زمان منتظر ماست بیش از آنکه ما منتظر او باشیم ماییم از همه چیز غافل و دست خالی بی شک نشانه های ظهورند که هر روز در پی روزی دیگر نمایان میشوند و امروز است که بیابان ها و دریاها مملو از فساد گشته طوری باش که با قلبی مطمین خبر ظهور را شنیده و آماده انجام وظیفه ات باشی بی شک عده ی کم ما تنها با نصرت پروردگار وایمان راسخمان بر دشمن غالب خواهد گشت .

  40. سلام… اقایی که میگی ما همه به ،رگ جاهلی میمیریم ما همه اماممون رومیشناسیم ومطمئنیم که بالاخره ظهور میکنه تعجبی نداره که شما اینطور حرف بزنید شما پیروان ابو سفیانید و فرزندان هند جگر خوار و کسانی هستید که به جدتان یزید افتخار میکنید شما اصلا احادیث پیغمبرو درست نمیخونی چطور حدیث ثقلینو که اینقدر معروف هست رو نخوندی؟؟؟اگه حرف ما رو قبول نداری خودت برو تحبقیق کن و ببین کسانی ک پیرو امامان هستند رستگار شدند و کسانی که دشمنشان بودند هلاک ….ما پیرو علی هستیم غالب غالبها وشیر خدا
    به امید صبح ظهور و مغلوب شدن دشمنان مهدی

  41. در بعضی جاها گفته شده اگر در دوران غیبت کسی ادعای دیدن ام را داشته دروغ می گوید با اینحال درجاهای دیگری سخن از ارتباط برخی افراد با ایشون می شه حالا کدام درسته؟

  42. دوستان لطفا رعایت ادب را بکنید. حتما امام زمان هم راضی نیستند که شما با این ادبیات با شخصی که انشالله فقط ناآگاهه و معاند نیست ٬ صحبت کنید. شیعه به مرامش شناخته میشه٬ به تحمل و بردباریش٬ به هنرش در جلب قلوب. راه حق با خلق خوش نشون داده میشه ٬ نه با عصبانیت و توهین. شیعه برای اثبات بزرگیش نیاز به تحقیر دیگران نداره. برای دفاع از امام زمان٬ قلب ایشونو ناراحت نکنید.

  43. هر دو درست هستند وقتی سی چهل نفر شاهد عادل حاجی همه با هم مطلب فوق را تایید میکنند صدق ان اثبات میشود شما بفرمایید علی علیه السلام که طبق واقعه غدیر ادعای امامت بلافصل نبی مکرم اسلام را دارند نعوذ بالله دروغگو که نیستند شاهدان را هم در مسجد قسم دادند انها هم تصدیق کردند واقعه غدیر را، حالا مشکل شما با حق و حقیقت چیست که حرفهای عمر معلوم النسب را چشم بسته وگوش بسته قبول می کنید ولی ادعای علی مع الحق والحق مع علی را رد میکنید؟ آیا پیغمبر امتش را بدون راهبر ول کرد ؟وصیت هم نکرد؟؟ارواح همه انسانها قبل از آفرینش بدنها هزار سال آموزش دیده در عالم ذر ودر پایان ان آموزش یا لبیک گفته و پذیرفته است حق را یا لا لبیک گفته و رد کرده و بنابر ان در رحم و صلب پدر ومادری شیعه یا سنی قرار داده شده حالا شما هزاران دلیل حق هم برایت بیاورند نمیتوانی لا لبیک خود را پس بگیری و دنباله رو علی و فاطمه و حسن وحسینی بشوی که در آغوش ودر خانه محمد (ص) پرورش یافته و بزرگ شدند آیا تو این را میپذیری کسی به تو بگوید که پدر بزرگ تو را بهتر و بیشتر از تو و پدر تو ومادر تو وبرادر تو میشناسد؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!!

  44. آقا یا خانم ihcdhv این حرفهایی که میخوانی فردا اتمام حجت بر شما و امثال شما خواهند بود .مقام امام در پیشگاه خدا بسیاربالاتر از تصور من وشماست از جنس حرف زدن کودک در گهواره است ائمه (ع) از بدو تولد شروع به سجده وشکر خدا کرده اند مانند خود علی(ع)در کعبه.اما در مورد امام مهدی(عجل الله فرجه) اراده خدا طبق قران مجید بر آنست که ایشان را و مستضعفان جهان را وارث و خلیفه خود در زمین قرار دهد خدا دیگر راضی نیست که ایشان نیز مانند پدرانش به سم یا سیف دشمنان خدا به قتل برسد ومعاویه ها یزیدها حجاج ها مامون ها که لعنت خدا بر همه آنها باد او را هم به قتل برسانند دوره ظلم وستم ستمکاران دیگر تمام شده و دوره حساب کشی از ظالمان فرا رسیده است اگر میخواهی در صف ابن ملجم ها و شمر و ابن زیاد نباشی باید به هر قیمتی که باشد باید درجایگاه ومحل قرار گرفتنت تجدید نظر کنی حتی شاید اینکار برایت تاوان داشته باشد باید پرداختش کنی تا به صف پاکان از خاندان پیامبر بپیوندی والسلام علی من اتبع الهدی.

  45. در متن مشکل تایپی هست . اون قسمت که راجع به امام رضا علیه السلام هستش. ” آشنا به هر زبان و لغتی بودند”

  46. سلام به همه دوستان که این نوشته را مطالعه کردند البته درباره صحت وسقم این داستان نظری ندارم اما با خواندن مطالبی که خانم یا اقا ی “فقط الله” راجع به اقا ومولایمان مهدی نوشتندبسیار متاثر وغمگین شدم ومطمئنم که ایشان بدلیل گرفتار شدن به مکتبهای عرفانی نو ظهور دچار اینگونه افکار الحادی شده اند وبرای هدایت خودم وایشان وهمه کسانیکه ناخواسته اسیر اینگونه افکار انحرافی شدند دعامیکنم واز خداوند میخواهم که به همه دوستان وعشاقان مهدی این سعادت را عنایت کند که تا لحظه مرگ دست از بیعت با ایشان بر نداشته وبجز اظهار عشق به این خاندان بطور عملی در اجرای فرامین آنها که چیزی دورازدستورات خداوند ورسول الله نیست اهتمام ورزند وبجای عصبانیت به حال کسی که ناخواسته دچار انحرافات اعتقادی شده است در وحله اول دعا واگر احیانا پارا ازاین حد فراتر گذاشت وحاضر به قبول حقانیت اسلام حقیقی نشدوحتی منجر به ایجا دوترویج اینگونه تفکرات انحرافی گردید اقدام عملی نمود.

  47. آقا یا خانم اله یاری ممنون از شما که تکلیف مسلمانان را کامل بیان کردید خداوند به شما وهمه دوستان خداوند وحضرت محمد(ص) وامامان (ع)وبخصوص محبان آقا توفیق دهد.درآرزوی ظهور مهدی (عج)که جهان راپراز عدل وداد خواهد کرد.

  48. ان شاء الله ظهور پیدا خواهند کرد . مثل ستاره ای درخشان در اسمان قلب ها وچشمانمان خواهند درخشید.

  49. جناب فقط الله
    صحبت از امام زمان، صحبت از انسان کامل است. همانطور که خداوند بر انتخاب ابراهیم و آل او بر جهانیان تاکید فرمودند و محمد(ص) را در ذریه آن بزرگوار قرار دادند اینک نیز انسان کامل که دچار نقص نوری، اخلاقی، روحی،وجودی،عقلی و … نمی باشد را جز خاندان پیامبر از کدام ذریه باید جست؟ اگر او را انکار کنید قله سربرافراشته انسانیت و نشانه توانایی و قدرت خداوند در خلقت انسان و رشک ابلیس بر شخصیت والای او را در کجا می یابید؟ اگر او را در ذریه صحابه پیامبر می جویید بر ابراهیم،اسماعیل و محمد ص ستم کرده اید. اگر او را در خور و خواب می پندارید، انسان کامل را مسموم تفکرات و اعمال خود و همکیشانتان کرده اید. نام او هر چه می خواهد باشد، من و برادرانم او را شناخته باشیم یا نه تفاوتی نمی کند. شما نفس خود را اگر شناختی، مقام او را در خود می یابی و آنکه انسانیت کامل خود را شناخت به زنجیره ذریه ابراهیم و محمدص چنگ زده بر کشتی نجات حق جوی حسین سوار شده و با حیوانیت دچار درد شده است.
    اگر چون من در آن زمان که مردد بودم می دیدید گریه پیروان و فداییان آن اول غاصب را در دادگاهی که شاهد تازه مرحوم دخترش بود پس از غسل و پدر را رسوا کرد بر حال خود و اینک که حق جلوه میکند آن را در می یافتید.

  50. یه جای کار میلنگه
    دود ماشین هم به طبیعت هم به سلامتی ضرر داره
    آقا (ع) چجوری سوار ماشین شدن و حق الناس گردن گرفتن ؟

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

به صورت خودکار کلمات فینگلیش را به فارسی تبدیل کن. در صورتی که می‌خواهید انگلیسی تایپ کنید Ctrl+g را فشار دهید.